ستاره درخشان سلیاکتی
یادنامه معلمی دلسوز و جهادگری پرتلاش شهید ولی الله محمدی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


ستاره درخشان سلیاکتی
_____________________
تولد:
او مرد مومن،صادق،مجاهد فی سبیل الله،مرد علم ودانش،معلمی دلسوز، آگاه ومتعهد بود.شهید محمدی در تارخ 1334/7/2 در روستای سلیاکتی از توابع شهرستان نور در خانواده ای روستایی وکشاورز چشم به جهان گشود.

تحصیلات:
تحصیلات ابتدایی را در همین روستا به پایان رسانید وپس از تحصیلات ابتدایی جهت فراگیری علم ودانش راهی شهرستان نور گشته وپس از۶سال تلاش تحصیلات متوسطه را با کمال موفقیت بپایان رسانید وبرای ادامه تحصیلات راهی تهران ودر آزمون کنکورسراسری دانشگاهها شرکت وپس از احراز قبولی در دانشگاه تربیت معلم،راهی این مرکز آموزشی شد.

فعالیتهای انقلابی:
دو سال از آغاز تحصیلات عالی شهید نگذشته بود که بدنبال پیروزی انقلاب اسلامی وبه تبع آن ظهور انقلاب فرهنگی که به فرمان امام راحل(ره)برای طاغوت زدایی وزدودن فرهنگ غربی وغیراسلامی وجانشین کردن فرهنگ غنی اسلامی،دانشگاهها وموسسات آموزش عالی تعطیل گردید شهید محمدی جهت لبیک گویی به ندای حضرت امام(ره)برای ریشه کن کردن جهل وبیسوادی در سنگر نهضت سوادآموزی بعنوان آموزش یار بمدت۴ماه در روستای سلیاکتی مشغول فعالیت شد که با توجه به عملکردایشان بمدت۳ماه نیزبعنوان پرسنل دفتری واحد نهضت سوادآموزی نور به فعالیت پرداخت.بعدازاین مدت بنا به درخواست شورای مرکزی جهادسازندگی نور وارد آن نهاد مقدس گردید ودرکمیته کشاورزی جهادسازندگی نور مشغول انجام وظیفه اش درقبال انقلاب اسلامی پرداخت وبعدازمدتی با هماهنگی شورای مرکزی جهاداستان مازندران وشهرستان نور برای مسئولیت جهادسازندگی محمودآباد انتخاب شد.
فعالیتها وخدمات شهیدمحمدی دراین هنگام با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) ودرکنار سایر فعالیتهایش در نهادهای مقدس انقلاب اسلامی،به همراهی چندتن از دیگربرادرانش باتشکیل انجمن اسلامی وبعدها گروه مقاومت(باهمکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نور)فعالیتهای سیاسی-فرهنگی-تبلیغی ونظامی خویش را بعددیگری بخشید.ایشان درانجمن اسلامی بادائرکردن کلاسهای عقیدتی-سیاسی واخلاقی به ساختن نیروهای جوان و بارورنمودن افکارجوانان از فرهنگ اسلامی وارشاد وراهنمایی مردم وتبلیغ مبانی انقلاب اسلامی پرداخت.شهیدمحمدی درتبلیغ دین سعی وافرداشته واز هیچ کوششی درپاسداری از سنگرهای ایدئولوژیکی انقلاب اسلامی در حد توان خویش دریغ نورزید ودراین راه حتی تا آخرین لحظه عمر مادی خویش از تبلیغات مسموم کوردلان ومنافقان از خدا بیخبر درامان نبودند.

تحصیلات دانشگاهی:
وی پس از بازگشایی دانشگاهها وموسسات آموزش عالی راهی دانشگاه شد،بدین صورت که چهارروز در هفته را در دانشگاه وبقیه ایام را در جهادسازندگی شهرستان نور یا محمودآباد به انجام وظیفه مشغول بودند تا اینکه درسال۶۳-۶۴ در رشته جغرافیا فارغ التحصیل وبه اخذ درجه لیسانس نائل گردید وپس از فارغ التحصیل شدن ابتدا در واحد آموزش وشورای مرکزی جهادنور مشغول فعالیت شدند وسپس راهی آموزش وپرورش منطقه چمستان نور گردید ودراین سنگر مقدس، به تعلیم وتربیت وسازندگی دانش آموزان این منطقه همت گماشت.

چمران مازندران
یکی از استادان جغرافیا ضمن ستایش از روحیّات و خلقیّات شهید محمدی گفتند که اگر محیط تهران مبارزی عالم چون شهید چمران پرورانده،جای تعجبی نیست،اما چگونه یک محیط دورافتاده با حدّاقل امکانات تحصیلی(درسال1364)دانشجوی فاضل و مبارزی چون شهید محمدی تحویل جامعه داده است و به حق می توان شهید محمدی را چمران مازندران نامید.(کتاب پرستو های عاشق – قوام الدین بینایی)

حضور در جبهه های حق علیه باطل:
شهید محمدی معلمی دلسوز،مهربان،پرکار،جهادگری پرتلاش وخستگی ناپذیر،رزمنده ای دلیر،فداکار ونمونه یک مجاهد فی سبیل الله بود.سراسر زندگیش را به مبارزه وتلاش در جهت اجرای احکام دین مبین اسلام سپری نمود.ایشان در کنار این فعالیتهایش لحظه ای از جنگ غافل نبودند.از بدو تحمیل جنگ بر انقلاب خونین واسلامیمان بطور ناپیوسته بلکه همیشه در جنگ شرکت می نمود بطوریکه بیش از ۹ بار در جبهه های نبرد حق علیه باطل شرکت نمود.عشق به لقاءالله واشتیاق به شهادت،شهید را نسبت به این دنیای فانی ومسائل مادی زندگی بیگانه کرده بود.

لحظات آسمانی شهید:
با اینکه یکبار هم مجروح گشته،محتاج به بستری شدن در بیمارستان ومدتی استراحت جهت رفع نقاهت داشت بااین حال با خدای خود عهد بسته بود که به هرترتیبی هست در مرحله بعدی عملیات شرکت داشته باشد ولذا این بارهم راهی جبهه های نور علیه ظلمت گشت وسرانجام در تاریخ 65/4/12 و در عملیات کربلای ۱ پس از آزادسازی شهرمهران بسوی خدای خود شتافت وبه آرزوی دیرینه اش یعنی شهادت رسید.یادش گرامی وراهش پررهرو باد.
در وصف شهید بزرگوار همین بس که در چندروز قبل از شهادت از طریق خانواده و ازطرف دانشگاه به او خبر اخذ مدرک دانشگاهی فوق لیسانس در همان رشته تحصیلی را می دهند که به دانشگاه شهیدبهشتی تهران مراجعه نمایند اما ایشان مدرک ماندگار وباقی شهادت را بر مدرک فانی دنیوی ترجیح می دهند.


شهید محمدی از نگاه همسرش
بنده و ایشان قبل از اینکه بعنوان زن و شوهر زندگی زناشویی مان را آغاز کنیم پسرعمه و دختر دایی بودیم.اینجانب بمدت دو سال و یک ماه با ایشان زندگی کردم و در طول این مدت آنچه که بنده به یاد دارم این بود که ایشان فقط می خواستند به جبهه بروند در واقع دل و جانشان در جبهه ماندگار بود و به آن گره شدیدی زده بود.
ایشان طی 9 مرحله به جبهه رفتند و در هر مرحله دو الی سه ماه ماندگار بودند در یکی از این مراحل بنده و خانواده و بستگان به او گفتیم که دیگر نرو حالا شما زن و بچه دارید در این زمان فرزندم میثم شش ماهه بود ولی ایشان در جواب گفتند مگر شما صدای بلندگوی ماشین رانشنیدید که حضرت امام خمینی(ره)فرمودند رفتن به جبهه از اهم واجبات است پس بنابراین بر من نیز لازم است که در این جهاد شرکت کنم و فرزند زهرا(س)را یاری نمایم.از جمله سفارشهای ایشان هم این بود که در تربیت دینی و علوی گونه فرزندانم کوتاهی نکنم و آنها را با تربیت اسلامی پرورش دهم و به آنها قرآن،نماز و مسایل دینی را بیاموزم.آخرین مرحله ای که ایشان به جبهه رفتند میثم من هشت ماهه بود و زمانی که فرزندم به سن نه ماهگی رسیدند ایشان نیز در نهمین مرحله حضورش،در جبهه مهران عملیات کربلای یک به شهادت رسیدند ضمن اینکه باید بگویم دخترم نیز سه ماه بعد از شهادت ایشان بدنیا آمد.انسانهای خوب و وارسته زمینی نیستند بلکه آسمانی هستند و جایگاهشان در فرش نیست بلکه در عرش روزی می خورند بنابراین خودش را پایبند و وابسته به زندگی نکرده بود چرا که هدف والایی را انتخاب کرده بود و برای رسیدن به آن هدف سرازپا نمی شناخت و سرانجام هم به آن هدف والا یعنی شهادت نایل شد.در پایان آنچه که برای من مهم است و خیلی دوست دارم که آن را بدست آورم فیلم عملیات کربلای یک و کربلای پنج می باشد که تا این لحظه موفق نشدم امیدوارم که از این طریق آن را بدست آورم.

گزیده ای از وصیت نامه شهید:
هان ای ملت مسلمان،لحظه ای اندیشه کنید که چه بودید،کی بودید ودر حال کجایید،کی هستید وبه کجا خواهید رفت وچه خواهید شد،تفکر کنید که حتما راه نجات را در صراط مستقیم خواهید یافت.
برادرانم ،رهبری در جامعه اسلامی از اهم مسائل است.رهبری آنهم جامعه ما(رهبر انقلاب اسلامی)نماینده امام زمان(عج)است.مبادا خدای ناکرده زبانم بریده باد از او دوری کنید،پیرو رهبر باشید،وسوسه های شیاطین وچهره های آنها زیاد است مواظب باشید،نکند خدای نکرده شما را بفریبد.فقط وفقط پیرو رهبر جامعه اسلامی باشید.

ای مسئولین جامعه می دانید که مستضعفان عقب نگهداشته شدگان تاریخ چشم به کارهای شما دوخته اند وشما خیلی خیلی بیشتر مسبوق به ماجرا می باشید وحتما هر روز بیش از روز دیگر در جهت رفاه جامعه مسلم وبرای رضای خداوند گام بر می دارید که در غیر این صورت کیفر خداوند بیشتر شامل حال شما خواهد شد(لا یکلف الله نفسا الا وسعها.)

ای فرهنگیان تربیت وهدایت اجتماع را شما بعهده دارید.استعدادهای درونی ونهفته جامعه را همانند انبیا شکوفا می کنید وبرهمین امر مهم هم واقف،پس کوشش دارید خداوند به همه شما اجر دهد.

در پایان باید گفت:این وبلاگ با هدف معرفی شهدا و ترویج ارزشهای اسلامی در فضای مجازی انتشار یافت و وابسته به هیچ حزب و گروه خاصی نیست.

مدیر وبلاگ :ستاره درخشان
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست؟






انتشار تصویر همسر شهید سیدرضا حسینی و تنها فرزندش در كنار پیكر شهیدشان، بازتاب زیادی در فضای مجازی داشت. تصویری كه نشان از گمنامی، غربت و تنهایی خانواده شهدای فاطمیون داشت، اما...

صغری خیل فرهنگ
انتشار تصویر همسر شهید سیدرضا حسینی و تنها فرزندش در كنار پیكر شهیدشان، بازتاب زیادی در فضای مجازی داشت. تصویری كه نشان از گمنامی، غربت و تنهایی خانواده شهدای فاطمیون داشت، اما در پیگیری كه از مسئولان معراج شهدا داشتیم، حقایق دیگری در خصوص این تصویر به دست آوردیم. سرهنگ رنگین مسئول معراج شهدای تهران در گفت‌وگو با «جوان» با ابراز نگرانی از این دست سوء استفاده‌های ابزاری از تصاویر شهدای فاطمیون گفت كه این دیدار خصوصی همسر و فرزند شهید با پیكر شهیدشان بعد از دو سال و نیم بود. دیداری كه به درخواست همسر شهید اتفاق افتاد و تنهایی این مادر و فرزند نیز به همین دلیل است. به هر روی گفت‌وگوی ما با معصومه موسوی همسر شهید سیدرضا حسینی را به جهت شناخت بیشتر این شهید پیش‌رو دارید.

گویا شما به تازگی از افغانستان به ایران آمده‌اید؟ همسرتان در افغانستان بود كه داوطلب اعزام برای دفاع از حرم شد؟
خیر، من و فرزندمان در افغانستان بودیم و ایشان موقتی در ایران ساكن بود. من و همسرم هر دو متولد و تحصیلكرده ایران هستیم. سه سال بعد از ازدواجمان به افغانستان برگشتیم. چون اوضاع زندگی و كار در افغانستان رو به راه شده بود هفت سالی در افغانستان زندگی كردیم كه با به هم ریختن اوضاع افغانستان و كار و زندگی مان، سیدرضا مجدداً راهی ایران شد تا مقدمات آمدن ما را هم فراهم كند. رضا قبل از اینكه به افغانستان برویم در ریخته‌گری تبحر پیدا كرده بود. بعد از بازگشت مجدد به ایران همین كار را ادامه داد و برایمان پول فرستاد تا ما هم برای تهیه پاسپورت اقدام كنیم كه به یكباره همسرم ناپدید شد.
لابد ناپدید شدنشان با اعزام به سوریه مرتبط بود؟
بله همین طور است. البته من اصلاً خبر نداشتم كجاست. سه ماه از این بی‌خبری گذشت تا اینكه یك روز با من تماس گرفت. باورم نمی‌شد. خیلی خوشحال شدم كه بعد از ماه‌ها بی‌خبری صدایش را می‌شنوم. وقتی علت یكباره ناپدیدشدنش را پرسیدم گفت به سوریه رفتم!
چرا بی‌خبر رفته بود؟
این سؤال من هم بود كه از سیدرضا پرسیدم. پرسیدم سوریه برای چه؟ مگر در ایران كار گیرت نیامد؟ آن زمان من اصلاً از اوضاع و احوال عراق و سوریه اطلاعی نداشتم. با خودم فكر كردم حتماً برای پیدا كردن كار بهتر به سوریه رفته است. سیدرضا گفت من برای دفاع از حرم عمه جان زینب(س) آمده‌ام. متعجب شده بودم. سیدرضا گفت من برای كار نیامدم. عده‌ای كافر به نام داعش می‌خواهند حرم عمه سادات و حرم ائمه را تخریب كنند، من وقتی شنیدم تاب نیاوردم. طاقت نمی‌آورم كه حضرت زینب(س) برای بار دوم اسیر شود. تا خون در بدن دارم نمی‌گذارم به یك خشت حرم بی‌بی آسیبی برسد.
ایشان آمده بود ایران كه كار كند و شما را هم به ایران بیاورد تا زندگی آرامی را دركنار هم آغاز كنید. آن وقت از سوریه سردرمی‌آورد؟ مخالفت نكردید چرا باید سوریه باشد؟
خیلی نگران شدم. من را در جریان رفتنش قرار نداده بود كه نكند مانع تصمیمش شوم. برای همین در جوابش گفتم پس ما چه؟ همسرم تنها یك جمله گفت من شما را ابتدا به خدا بعد به بی‌بی زینب(س) سپردم.
ماجرای رفتنشان به سوریه مربوط به چه سالی می‌شود؟
اولین اعزامش سال 1393 بود. همسرم پنج،شش بار اعزام شد. هر بار هم كه می‌آمد با من تماس می‌گرفت و تلفنی با هم صحبت می‌كردیم. آخرین اعزامش هم 25 فروردین ماه سال 1394 بود.
در تصویر معروفی كه از شما در كنار پیكر همسرتان منتشر شده، پسر خردسالی دیده می‌شود. پسرتان هستند؟
بله، ابوالفضل در حال حاضر هشت سال دارد. پدرش او را خیلی دوست داشت. وقتی با منزل تماس می‌گرفت با ابوالفضل صحبت می‌كرد و می‌گفت ان‌شاءالله من شما را به ایران می‌آورم و دوباره پیش خودم می‌مانید. ابوالفضل هم به پدرش می‌گفت بابا اگر در جنگ اتفاقی برایت بیفتد من چه كنم؟ پدرش می‌گفت بعد از من تو مرد خانه هستی. حواست به مادرت باشد. اجازه نده مادرت تنها بماند و دلش غصه‌دار باشد. وقتی هم كه برگردم هر دوی ما مرد خانه می‌شویم.
قبل از اعزام آخر با هم تماس داشتید؟
بله، قرار شد وقتی از این اعزام برگشت دنبال ما بیاید و ما را به ایران بیاورد، اما با توجه به شرایط جنگ و منطقه نتوانست زود به مرخصی بیاید. با من تماس گرفت و گفت شما بمانید من در اولین فرصت دنبال شما خواهم آمد. دو روز بعد از اعزامش به من زنگ زد و گفت این شماره من است اگر مشغول بود یا خاموش نگران نشو من خودم با شما تماس می‌گیرم. منتظر ماندیم تا اینكه انتظار ما باز هم به مفقود‌الاثر شدن سیدرضا ختم شد.
چه سفارش یا وصیتی داشت؟
همسرم به من سفارش كرد اگر زمانی شهید شدم، پسرم دست تو امانت است. می‌خواهم مثل یك مرد بار بیاید و در آینده سرش بالا باشد. من گفتم تا آنجا كه بتوانم تلاش خودم را می‌كنم. بعد به من گفت یك خواهش دیگر هم از تو دارم و البته می‌دانم كه خودت رعایت می‌كنی اما خواهش می‌كنم ابتدا خودت با حفظ حجابت مدافع حرم باشی و بعد به خواهرانت، مادرت و فامیل و هر كسی كه می‌بینی بگویی چادرشان را حفظ كنند، چادر‌ها كه كنار برود یعنی آنها به سمت سلطه دشمنان رفته‌اند و وقتی حجابشان به سبك و سیاق آنها باشد، این بدان معناست كه خون ما بی‌هدف به هدر رفته است. شما با حفظ حجابتان مشتی بر دهان دشمنان بزنید و بگویید ما شوهرانمان را به میدان جنگ می‌فرستیم و خودمان با حجابمان با دشمنانمان مبارزه می‌كنیم.
شنیده‌ایم شهید حسینی مدتی مفقود بود و پیكرش بعد از مدت‌ها برگشته است.
از آخرین تماسی كه با شهید داشتم هشت ماه گذشته بود كه همراه پسرم به ایران آمدیم. كمی بعد یكی از فرماندهان سیدرضا به خانه ما آمد و گفت كه سیدرضا نیروی ایشان بوده و مدت هشت ماهی است كه به شهادت رسیده است. وقتی از این بی‌خبری گله كردم گفت متأسفانه هیچ مدركی دال بر قطعیت و تأیید شهادت ایشان وجود نداشت. نه پیكری و نه پلاكی. ما تنها یك روایت از شهادت ایشان داشتیم و این برای مسئولان سندكافی و لازم نبود. چون احتمال اسارت ایشان هم داده می‌شد. تقریباً بعد از دو سال و چهارماه پیكر همسرم را تفحص كردند و از طریق آزمایش دی‌ان‌ای كه از پسرمان و پدر و مادرش گرفتند هویتش مشخص شد.
نحوه شهادت ایشان چطور رقم خورد؟
همسرم از شهدای عملیات بصرالحریر بود كه در تاریخ 31فروردین ماه سال 1394 آسمانی شد. اطلاع زیادی از نحوه شهادت و شرایط ایشان ندارم.
از لحظه دیدارتان در معراج شهدا بگویید. عكسی كه از این دیدار منتشر شد حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.
بعد از گذشت ماه‌ها از شهادت ایشان و مفقودالاثری‌اش، من به خاطر دلتنگی خودم از مسئولان معراج شهدا تقاضا كردم اگر اجازه بدهند پیكر ایشان را زیارت كنم كه موافقت كردند و من آنچه از پیكر همسرم مانده بود را دیدم. چهارسالی می‌شد كه ایشان را ندیده بودم. می‌خواستم حداقل این آخرین فرصت برای دیدار را از دست ندهم. ما برای دیدار با پیكر شهید به معراج شهدا رفتیم. مسئولان محترم معراج مراسم روضه‌ای برگزار كردند و بعد از آن لحظاتی در كنار پیكر شهید بودیم اما متأسفانه عده‌ای از آن تصویر سوءاستفاده كردند. مراسم تشییع شهید من با شكوه هر چه تمام‌تر برگزار شد. مردم برایش یعنی برای مدافع حرمشان سنگ تمام گذاشتند. ایشان دو بار تشییع شد یك بار در ورامین و بار دوم در منطقه‌ای كه سكونت داریم. پیكر مطهرش هم در امامزاده طاهر(ع) خیرآباد ورامین به خاك سپرده شد.
اما اینكه می‌گویند فاطمیون غریب هستند درست است، اما این غریبی به معنای واماندگی و درماندگی نیست. دراین میان كم‌كاری‌هایی هست و آنطور كه باید خانواده‌ها به رسانه‌ها معرفی نمی‌شوند. گمنامی و غربت آنها در هجرت دوباره است. با همه سختی‌هایی كه سر راه آنهاست، از افغانستان به ایران مهاجرت می‌كنند و بعد با همه سختی راهی میدان جهاد می‌شوند. در خاك وطن دفن نمی‌شوند، اما همه اینها نباید بهانه‌ای به دست دشمنانمان بدهد. نهادهایی هم كه برای فاطمیون كار می‌كنند با جان و دل در تلاشند تا مشكل و مسئله‌ای برای خانواده شهدا پیش نیاید و هر چه در توان دارند هزینه می‌كنند و ما از آنها سپاسگزاریم.
در این میان اما هستند افرادی كه كم كاری می‌كنند و گاهی به خانواده‌ها طعنه می‌زنند. بسیاری به خود من گفتند كه چرا شوهرت را فرستادی، یعنی 2میلیون تومان آنقدر زیاد بود كه همسرت را راهی كردی؟ الان كه شوهرت بالا سرت نیست این پول‌ها به چه درد تو می‌خورد؟ من در پاسخ همه آنها گفتم آیا شما اجازه می‌دهید كه انگشت دستتان را قطع كنند و بعد به شما مبلغی پول بدهند؟‌گفتند نه هرگز. گفتم پس این حرف‌ها را نزنید و دل ما را خون نكنید. همسرم برای پول نرفت.
ایشان صنعتكار بود و ریخته‌گری می‌كرد. درآمد بالایی هم داشت بیشتر از آنچه امروز به ما به عنوان حقوق شهید داده می‌شود درآمد داشت، آن هم در شرایط راحت و در امنیت كامل.
یك‌بار به همسرم گفتم رضا می‌گویند شما‌ برای پول و اقامت، مدافع حرم شده‌اید. رضا گفت هیچ وقت این حرف را نزن، تو كه من را خوب می‌شناسی. من به عشق خانم زینب می‌روم. شما پایت به زینبیه برسد منظور من را می‌فهمی. من برای خانم زینب( س) جانم را به خطر می‌اندازم. راست می‌گفت سیدرضا به پول، مال و منال دنیا اهمیت نمی‌داد. ایشان نمونه یك مرد كامل بود.
در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.
من دوست دارم درباره همسرم مصاحبه كنم و از او برای مخاطبان حرف بزنم. نمی‌خواهم ایشان گمنام بماند. من نیاز دارم تا برای اینكه راه ایشان را ادامه بدهم راهش را خوب بشناسم و به جوانان و نوجوانان بشناسانم و معرفی‌اش كنم تا همگان بدانند آنها چه كردند كه دراین دوره به فیض عظیم شهادت نائل آمدند. به عنوان یك همسر شهید مدافع حرم از خواهران تقاضا دارم كه نگذارند خون شهدا به هدر برود، نیاز نیست آنها به میدان جنگ بروند، فقط با حفظ حجابشان با حفظ چادرشان یك مشت محكم به دهان دشمنان اسلام بزنند.





نوع مطلب : شهدای مدافع حرم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 28 آذر 1396
سه شنبه 28 آذر 1396 13:50
سلام گلم باشه راستی یه وبلاگ طراحی کردم و تمام کسایی که وبلاگ خوب و باحال دارند رو دعوت به تبادل لینک کردم . از تو هم دعوت می کنیم به جمع ما بیای
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آپلود عکس آپلود عکس

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نیت کنید و اشاره فرمایید


فال انبیاء

فال انبیاء


استخاره آنلاین با قرآن کریم


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی

امکانات جانبی