ستاره درخشان سلیاکتی
یادنامه معلمی دلسوز و جهادگری پرتلاش شهید ولی الله محمدی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


ستاره درخشان سلیاکتی
_____________________
تولد:
او مرد مومن،صادق،مجاهد فی سبیل الله،مرد علم ودانش،معلمی دلسوز، آگاه ومتعهد بود.شهید محمدی در تارخ 1334/7/2 در روستای سلیاکتی از توابع شهرستان نور در خانواده ای روستایی وکشاورز چشم به جهان گشود.

تحصیلات:
تحصیلات ابتدایی را در همین روستا به پایان رسانید وپس از تحصیلات ابتدایی جهت فراگیری علم ودانش راهی شهرستان نور گشته وپس از۶سال تلاش تحصیلات متوسطه را با کمال موفقیت بپایان رسانید وبرای ادامه تحصیلات راهی تهران ودر آزمون کنکورسراسری دانشگاهها شرکت وپس از احراز قبولی در دانشگاه تربیت معلم،راهی این مرکز آموزشی شد.

فعالیتهای انقلابی:
دو سال از آغاز تحصیلات عالی شهید نگذشته بود که بدنبال پیروزی انقلاب اسلامی وبه تبع آن ظهور انقلاب فرهنگی که به فرمان امام راحل(ره)برای طاغوت زدایی وزدودن فرهنگ غربی وغیراسلامی وجانشین کردن فرهنگ غنی اسلامی،دانشگاهها وموسسات آموزش عالی تعطیل گردید شهید محمدی جهت لبیک گویی به ندای حضرت امام(ره)برای ریشه کن کردن جهل وبیسوادی در سنگر نهضت سوادآموزی بعنوان آموزش یار بمدت۴ماه در روستای سلیاکتی مشغول فعالیت شد که با توجه به عملکردایشان بمدت۳ماه نیزبعنوان پرسنل دفتری واحد نهضت سوادآموزی نور به فعالیت پرداخت.بعدازاین مدت بنا به درخواست شورای مرکزی جهادسازندگی نور وارد آن نهاد مقدس گردید ودرکمیته کشاورزی جهادسازندگی نور مشغول انجام وظیفه اش درقبال انقلاب اسلامی پرداخت وبعدازمدتی با هماهنگی شورای مرکزی جهاداستان مازندران وشهرستان نور برای مسئولیت جهادسازندگی محمودآباد انتخاب شد.
فعالیتها وخدمات شهیدمحمدی دراین هنگام با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) ودرکنار سایر فعالیتهایش در نهادهای مقدس انقلاب اسلامی،به همراهی چندتن از دیگربرادرانش باتشکیل انجمن اسلامی وبعدها گروه مقاومت(باهمکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نور)فعالیتهای سیاسی-فرهنگی-تبلیغی ونظامی خویش را بعددیگری بخشید.ایشان درانجمن اسلامی بادائرکردن کلاسهای عقیدتی-سیاسی واخلاقی به ساختن نیروهای جوان و بارورنمودن افکارجوانان از فرهنگ اسلامی وارشاد وراهنمایی مردم وتبلیغ مبانی انقلاب اسلامی پرداخت.شهیدمحمدی درتبلیغ دین سعی وافرداشته واز هیچ کوششی درپاسداری از سنگرهای ایدئولوژیکی انقلاب اسلامی در حد توان خویش دریغ نورزید ودراین راه حتی تا آخرین لحظه عمر مادی خویش از تبلیغات مسموم کوردلان ومنافقان از خدا بیخبر درامان نبودند.

تحصیلات دانشگاهی:
وی پس از بازگشایی دانشگاهها وموسسات آموزش عالی راهی دانشگاه شد،بدین صورت که چهارروز در هفته را در دانشگاه وبقیه ایام را در جهادسازندگی شهرستان نور یا محمودآباد به انجام وظیفه مشغول بودند تا اینکه درسال۶۳-۶۴ در رشته جغرافیا فارغ التحصیل وبه اخذ درجه لیسانس نائل گردید وپس از فارغ التحصیل شدن ابتدا در واحد آموزش وشورای مرکزی جهادنور مشغول فعالیت شدند وسپس راهی آموزش وپرورش منطقه چمستان نور گردید ودراین سنگر مقدس، به تعلیم وتربیت وسازندگی دانش آموزان این منطقه همت گماشت.

چمران مازندران
یکی از استادان جغرافیا ضمن ستایش از روحیّات و خلقیّات شهید محمدی گفتند که اگر محیط تهران مبارزی عالم چون شهید چمران پرورانده،جای تعجبی نیست،اما چگونه یک محیط دورافتاده با حدّاقل امکانات تحصیلی(درسال1364)دانشجوی فاضل و مبارزی چون شهید محمدی تحویل جامعه داده است و به حق می توان شهید محمدی را چمران مازندران نامید.(کتاب پرستو های عاشق – قوام الدین بینایی)

حضور در جبهه های حق علیه باطل:
شهید محمدی معلمی دلسوز،مهربان،پرکار،جهادگری پرتلاش وخستگی ناپذیر،رزمنده ای دلیر،فداکار ونمونه یک مجاهد فی سبیل الله بود.سراسر زندگیش را به مبارزه وتلاش در جهت اجرای احکام دین مبین اسلام سپری نمود.ایشان در کنار این فعالیتهایش لحظه ای از جنگ غافل نبودند.از بدو تحمیل جنگ بر انقلاب خونین واسلامیمان بطور ناپیوسته بلکه همیشه در جنگ شرکت می نمود بطوریکه بیش از ۹ بار در جبهه های نبرد حق علیه باطل شرکت نمود.عشق به لقاءالله واشتیاق به شهادت،شهید را نسبت به این دنیای فانی ومسائل مادی زندگی بیگانه کرده بود.

لحظات آسمانی شهید:
با اینکه یکبار هم مجروح گشته،محتاج به بستری شدن در بیمارستان ومدتی استراحت جهت رفع نقاهت داشت بااین حال با خدای خود عهد بسته بود که به هرترتیبی هست در مرحله بعدی عملیات شرکت داشته باشد ولذا این بارهم راهی جبهه های نور علیه ظلمت گشت وسرانجام در تاریخ 65/4/12 و در عملیات کربلای ۱ پس از آزادسازی شهرمهران بسوی خدای خود شتافت وبه آرزوی دیرینه اش یعنی شهادت رسید.یادش گرامی وراهش پررهرو باد.
در وصف شهید بزرگوار همین بس که در چندروز قبل از شهادت از طریق خانواده و ازطرف دانشگاه به او خبر اخذ مدرک دانشگاهی فوق لیسانس در همان رشته تحصیلی را می دهند که به دانشگاه شهیدبهشتی تهران مراجعه نمایند اما ایشان مدرک ماندگار وباقی شهادت را بر مدرک فانی دنیوی ترجیح می دهند.


شهید محمدی از نگاه همسرش:
بنده و ایشان قبل از اینکه بعنوان زن و شوهر زندگی زناشویی مان را آغاز کنیم پسرعمه و دختر دایی بودیم.اینجانب بمدت دو سال و یک ماه با ایشان زندگی کردم و در طول این مدت آنچه که بنده به یاد دارم این بود که ایشان فقط می خواستند به جبهه بروند در واقع دل و جانشان در جبهه ماندگار بود و به آن گره شدیدی زده بود.
ایشان طی 9 مرحله به جبهه رفتند و در هر مرحله دو الی سه ماه ماندگار بودند در یکی از این مراحل بنده و خانواده و بستگان به او گفتیم که دیگر نرو حالا شما زن و بچه دارید در این زمان فرزندم میثم شش ماهه بود ولی ایشان در جواب گفتند مگر شما صدای بلندگوی ماشین رانشنیدید که حضرت امام خمینی(ره)فرمودند رفتن به جبهه از اهم واجبات است پس بنابراین بر من نیز لازم است که در این جهاد شرکت کنم و فرزند زهرا(س)را یاری نمایم.از جمله سفارشهای ایشان هم این بود که در تربیت دینی و علوی گونه فرزندانم کوتاهی نکنم و آنها را با تربیت اسلامی پرورش دهم و به آنها قرآن،نماز و مسایل دینی را بیاموزم.آخرین مرحله ای که ایشان به جبهه رفتند میثم من هشت ماهه بود و زمانی که فرزندم به سن نه ماهگی رسیدند ایشان نیز در نهمین مرحله حضورش،در جبهه مهران عملیات کربلای یک به شهادت رسیدند ضمن اینکه باید بگویم دخترم نیز سه ماه بعد از شهادت ایشان بدنیا آمد.انسانهای خوب و وارسته زمینی نیستند بلکه آسمانی هستند و جایگاهشان در فرش نیست بلکه در عرش روزی می خورند بنابراین خودش را پایبند و وابسته به زندگی نکرده بود چرا که هدف والایی را انتخاب کرده بود و برای رسیدن به آن هدف سرازپا نمی شناخت و سرانجام هم به آن هدف والا یعنی شهادت نایل شد.در پایان آنچه که برای من مهم است و خیلی دوست دارم که آن را بدست آورم فیلم عملیات کربلای یک و کربلای پنج می باشد که تا این لحظه موفق نشدم امیدوارم که از این طریق آن را بدست آورم.

گزیده ای از وصیت نامه شهید:
هان ای ملت مسلمان،لحظه ای اندیشه کنید که چه بودید،کی بودید ودر حال کجایید،کی هستید وبه کجا خواهید رفت وچه خواهید شد،تفکر کنید که حتما راه نجات را در صراط مستقیم خواهید یافت.
برادرانم ،رهبری در جامعه اسلامی از اهم مسائل است.رهبری آنهم جامعه ما(رهبر انقلاب اسلامی)نماینده امام زمان(عج)است.مبادا خدای ناکرده زبانم بریده باد از او دوری کنید،پیرو رهبر باشید،وسوسه های شیاطین وچهره های آنها زیاد است مواظب باشید،نکند خدای نکرده شما را بفریبد.فقط وفقط پیرو رهبر جامعه اسلامی باشید.

ای مسئولین جامعه می دانید که مستضعفان عقب نگهداشته شدگان تاریخ چشم به کارهای شما دوخته اند وشما خیلی خیلی بیشتر مسبوق به ماجرا می باشید وحتما هر روز بیش از روز دیگر در جهت رفاه جامعه مسلم وبرای رضای خداوند گام بر می دارید که در غیر این صورت کیفر خداوند بیشتر شامل حال شما خواهد شد(لا یکلف الله نفسا الا وسعها.)

ای فرهنگیان تربیت وهدایت اجتماع را شما بعهده دارید.استعدادهای درونی ونهفته جامعه را همانند انبیا شکوفا می کنید وبرهمین امر مهم هم واقف،پس کوشش دارید خداوند به همه شما اجر دهد.

در پایان باید گفت:این وبلاگ با هدف معرفی شهدا و ترویج ارزشهای اسلامی در فضای مجازی انتشار یافت و وابسته به هیچ حزب و گروه خاصی نیست.

مدیر وبلاگ :ستاره درخشان
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست؟






وقتی سراغ فرمانده شهید محمدحسین حدادیان رفتم اصلاً فكرش را هم نمی‌كردم با یك رزمنده دوران دفاع مقدس همكلام شوم كه سال‌هاست در حال جهاد و مبارزه است.

صغری خیل‌فرهنگ
وقتی سراغ فرمانده شهید محمدحسین حدادیان رفتم اصلاً فكرش را هم نمی‌كردم با یك رزمنده دوران دفاع مقدس همكلام شوم كه سال‌هاست در حال جهاد و مبارزه است. 28 سال است فرماندهی می‌كند اما این روزها به جاماندگی‌اش از قافله شهدا غبطه می‌خورد. برای فرمانده روایت از لحظه لحظه شهادت نیرویی چون شهید محمدحسین حدادیان دشوار بود اما می‌گفت این روزها باید بیش از هر زمان دیگری از جوانان ولایتمدار و شجاعی چون محمدحسین سخن گفت كه رمز شهادتشان چیزی جز اخلاص و صداقت‌شان نبود. جوانان دهه هفتادی كه این روزها همه را انگشت به دهان در حسرت شهادت جا گذاشته‌اند. این نوشتار ماحصل همكلامی ما با فرمانده شهید محمدحسین حدادیان است كه در كنار مزار شهید و در آستان امامزاده علی‌اكبر(ع) چیذر انجام گرفت به خواست ایشان و به دلایلی از آوردن نامشان معذوریم.



امامزاده پر شهید
وارد حیاط امامزاده علی‌اكبر(ع) چیذر كه می‌شوم، چشمم می‌خورد به بنری از شهدای دفاع مقدس كه بر بالای مزار شهیدان خودنمایی می‌كند. كمی جلوتر و فقط در چند قدم مانده به بارگاه امامزاده علی‌اكبر(ع)، در ردیف شهدای دفاع مقدس مزار شهید محمدحسین حدادیان قرار دارد كه در میان قبور شهیدان داود روشنی‌بین و شهید نصرت اشترانی آرمیده است. قرارمان با فرمانده محمدحسین در كنار مزار شهید است، تا آمدنش فرصتی پیدا می‌كنم و گشتی در میان قبور شهدا می‌زنم.
مزار شهیدان مدافع حرم امین كریمی، امیر سیاوشی شاه‌عنایتی و شهیدان هسته‌ای شهید مصطفی احمدی‌روشن و شهید مسعود علیمحمدی مشخص و برجسته هستند.
مرور نوشته‌های قبور شهدا تأمل‌برانگیز است، تصور اینكه كشورمان مردانی دارد از جنس شهدا كه برای دفاع از آن در هر زمان و مكان شجاعانه مقاومت می‌كنند حال آدم را خوش می‌كند.
جوان 22ساله
خودم را به كنار مزار شهید محمدحسین می‌رسانم. مزار شهید این روزها مأمن دلدادگان به شهداست. زائرانش از جوان 22 ساله تا پیرزن 50ساله پرتعداد هستند.
فرمانده محمدحسین هم در بین زوار است. ابتدای گفت‌وگو از حال و احوال خودش می‌پرسم، از حضورش در جنگ تحمیلی می‌گوید: حدود 70 ماهی در جبهه‌های جنگ تحمیلی بودم و هفت، هشت باری هم به سوریه اعزام شدم و جانباز جبهه مقاومت هستم. در مقابله با فتنه سال‌های 78، 88 و 96 هم فعال بودم اما امثال محمدحسین یك شبه ره صد ساله را طی كردند و از ما سبقت گرفتند. راستش را بخواهید به محمدحسین غبطه می‌خورم، به جوان 22ساله‌ای كه در شب شهادت حضرت فاطمه(س) ‌سینه‌اش را مقابل اشقیا سپر كرد و بی‌وجدان‌ها به طرز وحشیانه‌ای به شهادتش رساندند.
تربیت یافته هیئت و بسیج
دیدن اشك‌ها و بغض‌های گاه و بیگاه فرمانده در فراق دوست و همرزم شهیدش سخت است. سراغ محمدحسین را می‌گیرم و می‌پرسم چه شاخصه اخلاقی در وجود محمدحسین بهانه شهادتش شد؟ می‌گوید: حدود 20 سالی می‌شود كه خانواده محمدحسین به این محل آمدند و در جوار امامزاده چیذر ساكن شدند. محمدحسین حدود پنج سال داشت كه دست در دستان پدر در مسجد و هیئت و بسیج حضور می‌یافت. خانواده معتقد و مؤمنی كه در تربیت فرزندانشان به ولایت فقیه توجه زیادی داشتند. به جرأت می‌توانم بگویم شخصیت محمدحسین در همین هیئت و بسیج شكل گرفت. محمدحسین باهوش بود. یكی از فعال‌ترین نیروهای پایگاه قائم چیذر حوزه 135فتح‌المبین ناحیه جماران بود.
هر بار همت و جدیتش را در انجام مأموریت‌ها و امور فرهنگی بسیج می‌دیدم، یاد رزمندگان زمان جنگ برایم زنده می‌شد. همان جوانان 14، 15ساله‌ای كه بی‌محابا به دل دشمن می‌زدند. محمدحسین شجاع بود و سر نترسی داشت. آن‌قدر در خط مقدم مأموریت‌ها حاضر می‌شد كه صدای دوستانش را هم درآورده بود كه چرا همه‌اش محمدحسین...
آمر به معروف و ناهی از منكر
فرمانده شهید حدادیان در ادامه می‌گوید: من دیدم واقعاً ظرفیت محمدحسین بالاتر از فعالیت یك پایگاه بسیج است. فرمانده حوزه بودم و برای همین محمدحسین را با خود بردم تا فعالیت‌هایش را در چند پایگاه ادامه دهد. پرجنب و جوش بود. یك نوع آتش به اختیار. آمر به معروف و ناهی از منكر. حافظ ناموس مردم بود. حواسش به رفتار همه بود. حتی جوان‌های داخل پارك كه نكند مزاحمتی برای مردم ایجاد كنند. گاهی نگران می‌شدم. این دل و جرأتش كمی نگرانم می‌كرد. چیزی نگذشت كه محمدحسین به جمع بچه‌های هیئت رزمندگان ملحق شد. 18سالی می‌شد كه هیئت دایر شده بود و حلقه اولیه هیئت هم 10 نفر بودند اما رفته رفته حلقه بزرگ و بزرگ‌تر شد و امروز به لطف خدا هیئت 80 نفر خادم دارد. محمدحسین شش سال پیش به هیئت رزمندگان آمد. زمان برگزاری مراسم، محمدحسین كنار در اصلی می‌ایستاد و مردم را به داخل هدایت می‌كرد. حتی در پارك كردن خودروی عزاداران كمك می‌كرد. هر كاری از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد. نگاه نمی‌كرد نوع كار چیست، خالصانه و متواضعانه بدون هیچ توقعی خادمی می‌كرد. احترام، اخلاق و ادب یكی از اصلی‌ترین شاخصه‌های محمدحسین در خادمی بود.
علمداران هیئت چیذر
نگاهم به مزار شهید امیر سیاوشی می‌افتد. می‌پرسم محمدحسین هم مانند شهید مدافع حرم امیر سیاوشی از خادمان هیئت بود؟ با حسرت پاسخ می‌دهد: بله، هر بار به سوریه می‌رفتم و برمی‌گشتم، امیر به دیدارم می‌آمد و از من می‌پرسید: حاجی ما را كی می‌بری؟ من هم می‌گفتم دفعه بعد، چند بار این اتفاق افتاد تا اینكه من مجروح شدم و برگشتم. آمد عیادتم و گفت مرد حسابی تو باید بروی آنجا این‌طوری مجروح شوی و ما بمانیم اینجا. اول محرم بود. گفت من را نمی‌بری؟ گفتم تو بعد محرم می‌خواهی ازدواج كنی. برو و به زندگی‌ات برس. گفت نه یك بار اعزام شوم و برگردم بعد عروسی می‌گیرم. حتی داشت خانه‌اش را نقاشی می‌كرد. خیلی زود اعزام شد. رفت و شهید برگشت. آن قدر پاك بود كه خدا در همان مرتبه اول خریدش. یا همین شهید مدافع حرم كه تصویرش را می‌بینید. این‌ها از رفقای محمدحسین حدادیان بودند. امین آمده بود عیادتم، وقتی رفت به دوستانش گفته بود حاجی برود و مجروح شود ما اینجا برای خودمان بچرخیم. او هم اعزام گرفت و رفت و شهید شد. امیر سیاوشی، محمدحسین و امین كریمی از علمداران هیئت چیذر بودند اما شاید یك روضه درست و درمان هم نتوانستند در هیئت گوش كنند آن‌قدر كه مشغول خدمت و خادمی عزاداران و دادن چای و پذیرایی بودند. امین در كوچه خیابان‌های اطراف گشت می‌داد. محمدحسین دربان بود. امیر هم همین طور. به قولی اینها ته مجلس بودند و این شعر را به منصه ظهور رساندند كه از آخر مجلس شهدا را چیدند.
پیكر چاك چاك
فرمانده پایگاه بسیج قائم چیذر از شب حادثه و چرایی راهی شدن محمدحسین چنین می‌گوید: مدتی بود دراویش گنابادی در نزدیكی منزل نورعلی تنابنده در گلستان هفتم تجمع می‌كردند اما یك روز قبل كلانتری 102 پاسداران دو نفر را به جرم سرقت خودرو دستگیر و به كلانتری منتقل كرده بود، تعدادی از دوستان این سارقان در كلانتری تجمع كرده و خواستار آزادی افراد دستگیرشده بودند و نیروهای امنیت را تهدید كرده بودند كه نیم ساعت بیشتر فرصت ندارید تا برادر ما را آزاد كنید. بعد از اینكه به هدف خود دست پیدا نكردند شروع به اغتشاش و آشوب كردند و با تجمع، مخل امنیت شهر شدند. طبق درخواست مسئولان مربوطه مبنی بر اعزام نیروهای بسیجی به محل مورد نظر محمدحسین و تعدادی از بسیجیان در محل حاضر شدند. درگیری‌ها تا نیمه‌های شب طول كشید. بعد از حادثه اتوبوس و به شهادت رسیدن چند نیروی ناجا، بسیج وارد عمل شد. در‌گیری‌ها ادامه داشت تا اینكه نزدیكی‌های صبح شروع به آتش زدن خودروها، حمله به اموال عمومی و خصوصی مردم و ورود به خانه‌هایشان كردند. در محلی كه محمدحسین حضور داشت آتش بزرگی روشن می‌كنند و دو كپسول 11 كیلویی گاز خانگی را درون آتش می‌اندازند، محمدحسین با به خطر انداختن جانش وارد آتش می‌شود وآن دو كپسول را از آتش خارج می‌كند، آتش‌نشان‌ها كپسول‌ها را سرد می‌كنند تا مانع انفجار آنها شوند. اگر آن كپسول‌ها منفجر می‌شد خسارت جانی و مالی زیادی به مردم و خانه‌های اطراف وارد می‌شد. دراویش وحشی وقتی این اقدام جسورانه محمدحسین را می‌بینند تاب نمی‌آورند و با اسلحه شكاری به سمت محمدحسین شلیك می‌كنند. ابتدا سینه و زیر گلوی محمدحسین را نشانه گرفتند و بعد هم از پشت به محمدحسین شلیك كردند. تا محمدحسین به زمین می‌افتد به سمتش می‌روند و با قمه و هر چه در دست داشتند به جان محمدحسین می‌افتند و بدنش را چاك چاك می‌كنند. ما در محل دیگری بودیم تا متوجه شدیم به سمت محمدحسین رفتیم كه یكی از آن اشقیا سوار بر خودرو از روی محمدحسین رد شد و دوباره برگشت و از روی پیكر بی‌جان محمدحسین عبور كرد. وقتی بالای سر محمدحسین رسیدم شهید شده بود. دیدن پیكر چاك چاكش برایم سخت بود. به سرعت به بیمارستان لبافی‌نژاد منتقلش كردیم. ساعت حدود چهار صبح اول اسفند بود. به همت نیروهای ناجا و بسیجیان و دستگیری حدود 300 نفر از دراویش غائله خاتمه پیدا كرد.
خبر شهادت
‌بچه‌ها از من خواستند خبر شهادت محمدحسین را به خانواده‌اش اطلاع بدهم. برایم سخت بود. وقتی می‌خواستند پیكر را شسته و كفن كنند خونریزی‌های محل جراحت آن‌قدر زیاد بود كه اجازه نمی‌داد. پیكر محمدحسین حدود 50، 60 بخیه خورد تا كفن شد و برای تشییع آماده شد. حدود ساعت 6صبح به پدر محمدحسین پیام دادم و خواستم در اولین فرصت با من تماس بگیرد. ساعت 11صبح بود كه پدر بزرگوارشان با من تماس گرفتند. من به ایشان گفتم پیرو درگیری‌های دیشب چند نفر از بچه‌های بسیج مجروح شدند كه محمدحسین هم در میان بچه‌هاست. دیدم نمی‌توانم خبر شهادت را تلفنی به پدرش بدهم. از دوستانم در هیئت چیذر خواستم حضوری به منزل محمدحسین بروند و خبر را بدهند. آنها هم رفتند و خبر شهادت محمدحسین را به مادر و پدرش دادند.
روضه ارباً اربا
خانم تاجیك مادر شهید به محض شنیدن خبر شهادت محمدحسین گفت: خدا را شكر. اگر صد فرزند چون محمدحسین داشتم فدای ولایت می‌كردم. این صحبت‌ها و صلابت مادرانه، من را به یاد مادر حضرت علی‌اكبر(ع) انداخت. مادرش گفت: نباید اوضاع مملكت طوری باشد كه دل حضرت آقا بگیرد. در مراسم تشییع و به خاكسپاری محمدحسین، مادرش به محمود كریمی مداح مراسم گفت حاج‌محمود برای پسرم كم گذاشتید، حاج‌محمود گفت چرا حاج‌خانم؟ گفت روضه علی‌اكبر(ع) را نخواندی. حاج‌محمود هم به درخواست مادر احترام گذاشت و روضه ارباً اربای علی‌اكبر(ع) را خواند.
بسیجی‌های پای كار
فرمانده شهید محمدحسین حدادیان در پاسخ برخی كه به طعنه گفته بودند آیا محمدحسین شهید محسوب می‌شود؟ می‌گوید: ما یك زمانی نیاز داریم در خرمشهر شهید بدهیم، یك زمانی نیاز داریم در بغداد شهید بدهیم، یك زمانی نیاز داریم در خیابان پاسداران شهید بدهیم. بسیجی‌ها پای كار ایستاده‌اند. هر جا نیاز به دفاع از انقلاب، اسلام و ولایت باشد، بسیجی‌ها هستند. محمدحسین با حكم مأموریت در محل درگیری حاضر شد. آن‌هم با دست خالی. چه كسی گمان می‌كرد دراویش مدعی مرام امیرالمؤمنین در شب شهادت بانوی دو عالم فاطمه زهرا(س) با قمه و چاقو به جان مأموران امنیت بیفتند.
مقیاس شهادت
برخی رسانه‌ها مغرضانه نامی از شهدا نبردند. وقتی از من خواستید خودم را معرفی كنم به عمد از مسئولیت‌ها و مدت خدمت و جهادم برایتان گفتم. خواستم بگویم وای بر من و امثال من كه بعد از سال‌ها جهاد و تلاش به آنچه همیشه آرزو داشتیم، نرسیدیم اما محمدحسین حدادیان یك جوان 22ساله بسیجی توانست ره صد ساله را یك شبه طی كند. ماها باید بدویم تا شاید به محمدحسین برسیم. ما خرازی‌ها، حاج‌همت‌ها و باكری‌ها را دیدیم و راهی شدیم اما اینها ندیده، عاشق شدند و رفتند. به نظرم ما هنوز به آن اندازه و مقیاسی كه باید برسیم تا شهادت نصیبمان شود، نرسیده‌ایم.





نوع مطلب : شهیدوشهادت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 14 اسفند 1396
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 21:21

This is nicely put! !
how to buy viagra online viagra no prescription buy viagra online canada no prescription cheap online viagra viagra on prescription how to get cheap viagra buy viagra 100mg buying viagra on line buying viagra online legal purchase viagra uk
شنبه 18 فروردین 1397 11:00

Amazing material. Appreciate it.
price cialis per pill dosagem ideal cialis cost of cialis per pill how do cialis pills work try it no rx cialis comprar cialis 10 espa241a sialis cialis 5 mg para diabeticos cialis 5 mg buy cialis coupons
شنبه 4 فروردین 1397 11:03

Nicely put. Kudos.
cialis tablets for sale viagra cialis levitra cialis generic we like it cialis price cialis for daily use cialis purchasing online prescriptions cialis achat cialis en suisse cialis therapie rx cialis para comprar
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آپلود عکس آپلود عکس

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نیت کنید و اشاره فرمایید


فال انبیاء

فال انبیاء


استخاره آنلاین با قرآن کریم


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی

امکانات جانبی