ستاره درخشان سلیاکتی
یادنامه معلمی دلسوز و جهادگری پرتلاش شهید ولی الله محمدی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


ستاره درخشان سلیاکتی
_____________________
تولد:
او مرد مومن،صادق،مجاهد فی سبیل الله،مرد علم ودانش،معلمی دلسوز، آگاه ومتعهد بود.شهید محمدی در تارخ 1334/7/2 در روستای سلیاکتی از توابع شهرستان نور در خانواده ای روستایی وکشاورز چشم به جهان گشود.

تحصیلات:
تحصیلات ابتدایی را در همین روستا به پایان رسانید وپس از تحصیلات ابتدایی جهت فراگیری علم ودانش راهی شهرستان نور گشته وپس از۶سال تلاش تحصیلات متوسطه را با کمال موفقیت بپایان رسانید وبرای ادامه تحصیلات راهی تهران ودر آزمون کنکورسراسری دانشگاهها شرکت وپس از احراز قبولی در دانشگاه تربیت معلم،راهی این مرکز آموزشی شد.

فعالیتهای انقلابی:
دو سال از آغاز تحصیلات عالی شهید نگذشته بود که بدنبال پیروزی انقلاب اسلامی وبه تبع آن ظهور انقلاب فرهنگی که به فرمان امام راحل(ره)برای طاغوت زدایی وزدودن فرهنگ غربی وغیراسلامی وجانشین کردن فرهنگ غنی اسلامی،دانشگاهها وموسسات آموزش عالی تعطیل گردید شهید محمدی جهت لبیک گویی به ندای حضرت امام(ره)برای ریشه کن کردن جهل وبیسوادی در سنگر نهضت سوادآموزی بعنوان آموزش یار بمدت۴ماه در روستای سلیاکتی مشغول فعالیت شد که با توجه به عملکردایشان بمدت۳ماه نیزبعنوان پرسنل دفتری واحد نهضت سوادآموزی نور به فعالیت پرداخت.بعدازاین مدت بنا به درخواست شورای مرکزی جهادسازندگی نور وارد آن نهاد مقدس گردید ودرکمیته کشاورزی جهادسازندگی نور مشغول انجام وظیفه اش درقبال انقلاب اسلامی پرداخت وبعدازمدتی با هماهنگی شورای مرکزی جهاداستان مازندران وشهرستان نور برای مسئولیت جهادسازندگی محمودآباد انتخاب شد.
فعالیتها وخدمات شهیدمحمدی دراین هنگام با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) ودرکنار سایر فعالیتهایش در نهادهای مقدس انقلاب اسلامی،به همراهی چندتن از دیگربرادرانش باتشکیل انجمن اسلامی وبعدها گروه مقاومت(باهمکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نور)فعالیتهای سیاسی-فرهنگی-تبلیغی ونظامی خویش را بعددیگری بخشید.ایشان درانجمن اسلامی بادائرکردن کلاسهای عقیدتی-سیاسی واخلاقی به ساختن نیروهای جوان و بارورنمودن افکارجوانان از فرهنگ اسلامی وارشاد وراهنمایی مردم وتبلیغ مبانی انقلاب اسلامی پرداخت.شهیدمحمدی درتبلیغ دین سعی وافرداشته واز هیچ کوششی درپاسداری از سنگرهای ایدئولوژیکی انقلاب اسلامی در حد توان خویش دریغ نورزید ودراین راه حتی تا آخرین لحظه عمر مادی خویش از تبلیغات مسموم کوردلان ومنافقان از خدا بیخبر درامان نبودند.

تحصیلات دانشگاهی:
وی پس از بازگشایی دانشگاهها وموسسات آموزش عالی راهی دانشگاه شد،بدین صورت که چهارروز در هفته را در دانشگاه وبقیه ایام را در جهادسازندگی شهرستان نور یا محمودآباد به انجام وظیفه مشغول بودند تا اینکه درسال۶۳-۶۴ در رشته جغرافیا فارغ التحصیل وبه اخذ درجه لیسانس نائل گردید وپس از فارغ التحصیل شدن ابتدا در واحد آموزش وشورای مرکزی جهادنور مشغول فعالیت شدند وسپس راهی آموزش وپرورش منطقه چمستان نور گردید ودراین سنگر مقدس، به تعلیم وتربیت وسازندگی دانش آموزان این منطقه همت گماشت.

چمران مازندران
یکی از استادان جغرافیا ضمن ستایش از روحیّات و خلقیّات شهید محمدی گفتند که اگر محیط تهران مبارزی عالم چون شهید چمران پرورانده،جای تعجبی نیست،اما چگونه یک محیط دورافتاده با حدّاقل امکانات تحصیلی(درسال1364)دانشجوی فاضل و مبارزی چون شهید محمدی تحویل جامعه داده است و به حق می توان شهید محمدی را چمران مازندران نامید.(کتاب پرستو های عاشق – قوام الدین بینایی)

حضور در جبهه های حق علیه باطل:
شهید محمدی معلمی دلسوز،مهربان،پرکار،جهادگری پرتلاش وخستگی ناپذیر،رزمنده ای دلیر،فداکار ونمونه یک مجاهد فی سبیل الله بود.سراسر زندگیش را به مبارزه وتلاش در جهت اجرای احکام دین مبین اسلام سپری نمود.ایشان در کنار این فعالیتهایش لحظه ای از جنگ غافل نبودند.از بدو تحمیل جنگ بر انقلاب خونین واسلامیمان بطور ناپیوسته بلکه همیشه در جنگ شرکت می نمود بطوریکه بیش از ۹ بار در جبهه های نبرد حق علیه باطل شرکت نمود.عشق به لقاءالله واشتیاق به شهادت،شهید را نسبت به این دنیای فانی ومسائل مادی زندگی بیگانه کرده بود.

لحظات آسمانی شهید:
با اینکه یکبار هم مجروح گشته،محتاج به بستری شدن در بیمارستان ومدتی استراحت جهت رفع نقاهت داشت بااین حال با خدای خود عهد بسته بود که به هرترتیبی هست در مرحله بعدی عملیات شرکت داشته باشد ولذا این بارهم راهی جبهه های نور علیه ظلمت گشت وسرانجام در تاریخ 65/4/12 و در عملیات کربلای ۱ پس از آزادسازی شهرمهران بسوی خدای خود شتافت وبه آرزوی دیرینه اش یعنی شهادت رسید.یادش گرامی وراهش پررهرو باد.
در وصف شهید بزرگوار همین بس که در چندروز قبل از شهادت از طریق خانواده و ازطرف دانشگاه به او خبر اخذ مدرک دانشگاهی فوق لیسانس در همان رشته تحصیلی را می دهند که به دانشگاه شهیدبهشتی تهران مراجعه نمایند اما ایشان مدرک ماندگار وباقی شهادت را بر مدرک فانی دنیوی ترجیح می دهند.


شهید محمدی از نگاه همسرش:
بنده و ایشان قبل از اینکه بعنوان زن و شوهر زندگی زناشویی مان را آغاز کنیم پسرعمه و دختر دایی بودیم.اینجانب بمدت دو سال و یک ماه با ایشان زندگی کردم و در طول این مدت آنچه که بنده به یاد دارم این بود که ایشان فقط می خواستند به جبهه بروند در واقع دل و جانشان در جبهه ماندگار بود و به آن گره شدیدی زده بود.
ایشان طی 9 مرحله به جبهه رفتند و در هر مرحله دو الی سه ماه ماندگار بودند در یکی از این مراحل بنده و خانواده و بستگان به او گفتیم که دیگر نرو حالا شما زن و بچه دارید در این زمان فرزندم میثم شش ماهه بود ولی ایشان در جواب گفتند مگر شما صدای بلندگوی ماشین رانشنیدید که حضرت امام خمینی(ره)فرمودند رفتن به جبهه از اهم واجبات است پس بنابراین بر من نیز لازم است که در این جهاد شرکت کنم و فرزند زهرا(س)را یاری نمایم.از جمله سفارشهای ایشان هم این بود که در تربیت دینی و علوی گونه فرزندانم کوتاهی نکنم و آنها را با تربیت اسلامی پرورش دهم و به آنها قرآن،نماز و مسایل دینی را بیاموزم.آخرین مرحله ای که ایشان به جبهه رفتند میثم من هشت ماهه بود و زمانی که فرزندم به سن نه ماهگی رسیدند ایشان نیز در نهمین مرحله حضورش،در جبهه مهران عملیات کربلای یک به شهادت رسیدند ضمن اینکه باید بگویم دخترم نیز سه ماه بعد از شهادت ایشان بدنیا آمد.انسانهای خوب و وارسته زمینی نیستند بلکه آسمانی هستند و جایگاهشان در فرش نیست بلکه در عرش روزی می خورند بنابراین خودش را پایبند و وابسته به زندگی نکرده بود چرا که هدف والایی را انتخاب کرده بود و برای رسیدن به آن هدف سرازپا نمی شناخت و سرانجام هم به آن هدف والا یعنی شهادت نایل شد.در پایان آنچه که برای من مهم است و خیلی دوست دارم که آن را بدست آورم فیلم عملیات کربلای یک و کربلای پنج می باشد که تا این لحظه موفق نشدم امیدوارم که از این طریق آن را بدست آورم.

گزیده ای از وصیت نامه شهید:
هان ای ملت مسلمان،لحظه ای اندیشه کنید که چه بودید،کی بودید ودر حال کجایید،کی هستید وبه کجا خواهید رفت وچه خواهید شد،تفکر کنید که حتما راه نجات را در صراط مستقیم خواهید یافت.
برادرانم ،رهبری در جامعه اسلامی از اهم مسائل است.رهبری آنهم جامعه ما(رهبر انقلاب اسلامی)نماینده امام زمان(عج)است.مبادا خدای ناکرده زبانم بریده باد از او دوری کنید،پیرو رهبر باشید،وسوسه های شیاطین وچهره های آنها زیاد است مواظب باشید،نکند خدای نکرده شما را بفریبد.فقط وفقط پیرو رهبر جامعه اسلامی باشید.

ای مسئولین جامعه می دانید که مستضعفان عقب نگهداشته شدگان تاریخ چشم به کارهای شما دوخته اند وشما خیلی خیلی بیشتر مسبوق به ماجرا می باشید وحتما هر روز بیش از روز دیگر در جهت رفاه جامعه مسلم وبرای رضای خداوند گام بر می دارید که در غیر این صورت کیفر خداوند بیشتر شامل حال شما خواهد شد(لا یکلف الله نفسا الا وسعها.)

ای فرهنگیان تربیت وهدایت اجتماع را شما بعهده دارید.استعدادهای درونی ونهفته جامعه را همانند انبیا شکوفا می کنید وبرهمین امر مهم هم واقف،پس کوشش دارید خداوند به همه شما اجر دهد.

در پایان باید گفت:این وبلاگ با هدف معرفی شهدا و ترویج ارزشهای اسلامی در فضای مجازی انتشار یافت و وابسته به هیچ حزب و گروه خاصی نیست.

مدیر وبلاگ :ستاره درخشان
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست؟








كودكی سوری پیكر بی‌جان و غرق درخون پدر را به عقب می‌كشید تا پیكر را همراه خود برگرداند تا مانند فرزند من سال‌ها چشم‌انتظار آمدن اثر و نشانی از پدر شهیدش نماند. پیكر همسرم دو سالی می‌شود كه در خان‌طومان سوریه آرمیده است. حتی مزاری نیست تا به وقت دلتنگی به آن پناه ببریم. در آخرین شب پخش سریال پایتخت پسرم از من پرسید مگر پدر من نرفت پیش خانم زینب (س) پس چرا به خانه برنمی‌گردد؟


صغری خیل فرهنگ
پخش سریال «پایتخت پنج» و اكران فیلم «به وقت شام» هرچند كمی دیر، اما بالاخره پای هنر هفتم را به كمك حقایق نهفته در جبهه مقاومت اسلامی كشاند. خصوصاً سریال نوروزی پایتخت كه از رسانه ملی پخش شد، مخاطبان بسیاری را به خود جلب كرد و بازتاب‌های زیادی در فضای مجازی و حقیقی داشت. دراین میان واكنش‌خانواده شهدای مدافع حرم كه معركه جنگی را كه منجر به شهادت عزیزان‌شان شده بود، در قاب تلویزیون می‌دیدند می‌تواند جالب باشد. پیام‌های همسران شهدا برای سازندگان این سریال پرمخاطب تلویزیونی بهانه‌ای شد تا سراغ تعدادی از خانواده شهدای مدافع حرم برویم و از حس و حالشان از پخش این سریال پرس و جو كنیم. همسران شهیدان علیرضا بریری، امیر سیاوشی، سیدعیسی حسینی، علیرضا جیلان، عبدالرحیم فیروزآبادی، وحید فرهنگی‌والا، ابراهیم صدرزاده، عبدالرحیم رشوند، اكبر ملك‌شاهی، حامد بافنده و خواهر شهیدان محمود مراد اسكندری و بابك نوری هریس در گفت‌وگو با ما مطالبی را مطرح كردند كه خواندنی است.


كوثر پوررمضان
همسر شهید علیرضا بریری

شهید علیرضا بریری 17اردیبهشت 95 درخان‌‌طومان در زمان نقض آتش‌بس توسط تروریست‌های امریكایی‌ به شهادت رسید و پیكر وی كه صاحب پسری به نام محمد امین است، بازنگشت.
صحنه‌ای كه كودك سوری پیكر پدرش را می‌كشید، برای محمدامین سخت بود
سریال پایتخت به عنوان یك سریال طنز اجتماعی توانست مسائلی كه خیلی‌ها حتی به آن فكر هم نمی‌كردند را نشان دهد. این سریال سر سوزنی از دریای فداكاری‌ها و آنچه مدافعان حرم در جبهه مقاومت برایش از همه تعلقات دنیایی‌شان گذشتند را به نمایش درآورد. رزمندگان مقاومت ازكیلومترها دورتر به فاصله نه چند شهر و نه چند استان، بلكه با فاصله چند كشور در بیرون از مرزها در حال جنگ هستند تا مردم كشورمان حتی خواب چنین صحنه‌ها و لحظه‌های تلخی را نبینند. می‌دانم كه صحنه‌های به نمایش گذاشته شده درسریال پایتخت برای خیلی‌ها غیرواقعی بود اما این تصاویر در قالب طنز ذره‌ای از ترس، وحشت، ناامنی و فضای رعب‌انگیرحاكم در سوریه را نشان داد اما چه بسا هستند كسانی كه هنوز هم می‌گویند اینها همه‌اش فیلم است اما این فیلمی است كه برای مسلمانان سوریه و عراق واقعی شد! حس واقعی این ماجرا را شاید پسر من خوب درك كرده باشد. در فاصله چند روز مانده به چهارسالگی‌اش، صحنه‌ای را در فیلم پایتخت به نظاره می‌نشیند كه كودكی سوری پیكر بی‌جان و غرق درخون پدر را به عقب می‌كشید تا پیكر را همراه خود برگرداند تا مانند فرزند من سال‌ها چشم‌انتظار آمدن اثر و نشانی از پدر شهیدش نماند. دیدن این صحنه برای محمدامین سخت بود. پیكر همسرم دو سالی می‌شود كه در خان‌طومان سوریه آرمیده است. حتی مزاری نیست تا به وقت دلتنگی به آن پناه ببریم. در آخرین شب پخش سریال پایتخت پسرم از من پرسید مگر پدر من نرفت پیش خانم زینب (س) پس چرا به خانه برنمی‌گردد؟

مریم مراد اسكندری
خواهر شهید محمود مراد اسكندری
شهید محمود مراد اسكندری در12بهمن 94 در نبل و ‌الزهرا در روند اجرای عملیات نصر به شهادت رسید.
برادر شهیدم را در قاب شیشه‌ای تلویزیون كنار خانواده معمولی می‌دیدم
سكانس گیر افتادن خانواده معمولی به دست داعشی‌ها، پر از سوختن بود؛ پر از درد و داغ. انگار كه در كنار ترس‌شان، یك محمود مراداسكندری را می‌دیدی كه به آنها دلداری می‌دهد و می‌گوید ما هستیم نترسید. من خودم خواهر دارم و اجازه نمی‌دهم داعشی‌های حرامزاده نگاه چپ به خانواده‌تان كنند. در تمام آن لحظات برادر شهیدم را درقاب شیشه‌ای تلویزیون كنار خانواده نقی می‌دیدم و به خاطر غیرت و مردانگی‌اش و دفاع از ارزش‌ها به خود می‌بالیدم. سكانس‌های سختی را در سریال پایتخت دیدم اما ته دلم قرص بود كه محمود و محمودهای مدافع حرم اجازه نمی‌دهند از این دست اتفاق‌ها برای ما بیفتد. آنها اجازه نمی‌دهند كسی نگاه چپ به ناموسشان كند و اجازه نخواهند داد چشم حرامی به دختر ایرانی بیفتد و دخترانمان را « حوری بهشتی » خطاب كنند. آخر داستان پایتخت ختم به خیر شد. اشك‌هایمان سرازیر شد و گفتیم ‌ای كاش قصه ما و برادرم محمود همین‌طور می‌شد. ای كاش مردم قدر شیر بچه‌های مدافع حرم را بدانند. دو سالی از شهادت برادرم می‌گذرد اما فراق و دلتنگی‌اش هر روز سخت‌تر از دیروز می‌شود تا جایی كه ما هنوز نتوانسته‌ایم رنگ لباس مشكی‌مان را عوض كنیم.
بی برادر مرغ بی‌بال و پر است
یك برادر بهتر از صد لشكر است
ام‌البنین حسینی
همسر شهید سیدعیسی حسینی

شهید سیدعیسی حسینی در10 مهر 93 مصادف با شب شهادت امام محمدباقر (ع) در حماه سوریه به شهادت رسید.
تصاویر بهتر می‌توانند واقعیت‌های جبهه مقاومت را نشان بدهند
خیلی سخت بود. آن قسمتی كه داعش زن و بچه‌ها را به اسارت گرفت، فقط گریه می‌كردم. احساس می‌كردم آن لحظات را همسرم درك كرده است. این سریال به همه نشان داده و فهمانده شده كه رزمندگان مدافع حرم چرا باید برای دفاع از اسلام راهی سوریه و عراق شوند. دخترم فاطمه با دیدن بخش‌های پایانی پایتخت به یك‌سری از واقعیت‌ها پی برد. فاطمه پدرش را خیلی دوست داشت آن‌قدر كه می‌دانست راه و تصمیمی كه پدرش گرفته صراط مستقیم و درستی بوده است. دیدن چنین فیلم‌ها و سریال‌هایی برای آنانی كه همیشه طعنه می‌زدند كه شهدای مدافع حرم برای مادیات و پول می‌روند، لازم است.

الهام نوری هریس
خواهر شهید بابك نوری هریس
شهید بابك نوری در 2 آذر 96 در بوكمال به شهادت رسید.
مدافعان حرم رفتند تا كسی دختران ایرانی را حوری نخواند
همان‌طور كه می‌دانید شهدای مدافع حرم به واقع مظلوم هستند. با پخش دو قسمت آخر سریال پایتخت، عوامل فیلم توانستند بخشی از افكار عمومی را با مدافعان حرم همراه كنند. در آن بخش از سریال كه دختران ایرانی را حوری خطاب كردند و به دوستان داعشی‌شان گفتند بیایید اینجا بهشت است، سخت گذشت. ترس و اضطراب نقی در فیلم، همه و همه نشان‌دهنده بخشی از اتفاقاتی بود كه اگر مدافعان حرم نبودند امكان داشت برای من و امثال من رخ دهد. مدافعان حرم رفتند تا كسی دختران ایرانی را حوری نخواند. اینجا بود كه به واقع به فداكاری و ایثار مدافعان حرم پی می‌بریم.

كوثرالسادات افضلی
همسر شهید علیرضا جیلان

شهید علیرضا جیلان 28 آبان 96 در بوكمال به شهادت رسید.
ای كاش در سكانس‌های آخر پایتخت، شاهد حضور مدافعان حرم بودیم
سریال پایتخت حال و هوای دلمان را ابری كرد. من و پسرم امیرعلی این شرایط را درك كرده‌ایم. عده‌ای بودند كه مدافعان و جبهه مقاومت را درك نمی‌كردند و با طعنه‌هایشان دلمان را می‌سوزاندند اما یك نقد دوستانه‌ هم به عوامل سازنده سریال دارم. كاش در سكانس‌های آخر فیلم، مدافعان حرم هم حضور داشتند. خیلی چشم‌انتظار بودیم كه از راه برسند. اینكه سه مرد عادی و معمولی كه آموزش‌های نظامی خاصی را هم نگذرانده بودند توانستند داعش را شكست بدهند، این معنا را منتقل می‌كرد كه داعشی‌ها ضعیف هستند اما این درست نیست. داعش ضعیف نیست. اتفاقاً با توان بالایی هم وارد میدان شده است، اما توان نیرو‌های جبهه مقاومت وامدار ایمان و اراده‌ای است كه توانست آنها را در دنیای واقعی شكست دهد ولی همین حد هم عالی بود و خداقوت دارد. پسرم امیرعلی غرق فیلم بود و می‌گفت پدر من هم آدم‌های بد مثل اینها را كشته و خودش هم شهید شده است.

سمیه یل هیكل‌آباد
همسر شهید وحید فرهنگی والا
شهید وحید فرهنگی والا در 15 آبان 96 در بوكمال سوریه به شهادت رسید.
پایتخت با زبان طنز واقعیت‌های تلخ جبهه مقاومت را به تصویر كشید
این چند روز خدا می‌داند چه بغضی داشتم اما هر طوری بود جلوی اشك‌هایم را می‌گرفتم كه كسی نداند با دیدن این تصاویر در دلم چه می‌گذرد. خدا به داد فرزندان شهدا برسد، خدا می‌داند چه كشیدند در آن لحظات كه آن پسر سوری پیكر پدر را می‌كشید و نتوانست از او دل بكند.
این سریال نشان دادكه چقدر یك رسانه می‌تواند تأثیرگذار باشد. سریال پایتخت با زبان طنز واقعیت‌های تلخ جبهه مقاومت را به تصویر كشید.
این سریال یا فیلمی مثل «به وقت شام» توانستند جزئی از آن مشكلات و مصیبت‌هایی كه نسبت به مردم سوریه می‌گذرد را به تصویر بكشند.

معصومه گلدوست
همسر شهید عبدالرحیم فیروزآبادی

شهید عبدالرحیم فیروزآبادی در تیر ماه 94 در منطقه الحاضر حلب به شهادت رسید.
خدا خدا می‌كردم همه ایران سریال پایتخت را ببینند
در تمام مدتی كه سكانس‌های حضور خانواده نقی را در سوریه می‌دیدم به یاد همسرم بودم. با خودم می‌گفتم چه شجاعتی داشتند، دخترم فاطمه می‌ترسید و بغض می‌كردو آن یكی با اخم به فیلم نگاه می‌كرد.
دیدن آن لحظه كه پسربچه سوری «محمد» ماند تا پیكر پدر را با خود ببرد برای فرزندانم سخت گذشت. آن صحنه‌ها را با دقت نگاه می‌كردند و چشم‌های خیس من هم روی نگاه فرزندانم گره خورده بود و با خودم می‌گفتم خدایا دردل آنها چه می‌گذرد؟نگاه‌هایشان پر از حرف بود، پر ازغصه. با خود می‌گفتم كاش این لحظات را نبینند.
یاد شهدا افتادم. یاد شهید حججی برایم زنده شد. شجاعت بی‌مثالشان برایم تداعی شد. دمشان گرم، عالی تمام كردند. دائم خدا خدا می‌كردم همه ایران سریال پایتخت را ببینند. سكانسی كه داعشی‌ها زن و بچه‌ها را به اسارت گرفتند، دخترم ترسیده بود. با دلهره به من گفت مامان اگر بابارحیم من آنجا بود، یك كمی جا می‌خورد و بعد به طرف داعشی‌ها شلیك می‌كرد تا زن و بچه‌ها را نجات بدهد. می‌گفت خدا داعشی‌ها را لعنت كند. دلم برای خانم‌ها سوخت. دلم برای بابارحیم سوخت. من در جمع خانواده‌ام این سریال را نگاه كردم. همه به یاد شهدای مدافع حرم و شهیدمان عبدالرحیم افتاده بودند. نفس‌ها در سینه‌ها حبس شده بود. همه بغض داشتند اما پیش من و بچه‌ها خودشان را كنترل می‌كردند.

ابراهیم‌پور
همسر شهید ابراهیم صدرزاده

شهید ابراهیم صدرزاده در ظهر تاسوعا اول آبان 94 در حلب به شهادت رسید.
دو قسمت آخر پایتخت، عالی بود
دخترم فاطمه این سریال را كامل نگاه می‌كرد. من چون استرس زیاد اذیتم می‌كند نگاه نكردم. دو قسمت آخری پایتخت عالی بود دست‌های فاطمه یخ كرده بود. بعد كه تمام شد گفت مامان خیلی ترس داشت بابامصطفی چقدر شجاع بود كه در سوریه با آنها جنگیده است.

آذر رشوند آوه
همسرشهید عبدالرشید رشوند
شهید عبدالرشید رشوند در تاریخ ششم آذر 94به شهادت رسید.
وقتی به دختران ایرانی گفت حوری، بغضم تركید
من و پسرم روح‌الله با هم سریال پایتخت را می‌دیدیم، قلبش داشت از جا كنده می‌شد، حس عجیبی داشت. نمی‌توانستم نزدیكش شوم و آرامش كنم ولی مطمئنم وقتی لحظه جدایی آن پدر و پسر را می‌دید با خودش می‌گفت كاش من هم لحظه شهادت پدر بودم و انگشتر پدر را برمی‌داشتم و در دست خودم می‌كردم. چون انگشتر پدرش هیچ‌وقت به دستش نرسید و هنوز هم چشم به راه رسیدن انگشتر پدر است. با خود می‌گفت كاش من آنجا بودم و می‌توانستم به خانواده‌ها كمك كنم. كاش می‌توانستم انتقام خون شهدایمان را بگیرم. حرف‌های زیادی در دل داشت اما گفتن از آنها خیلی دشوار بود.
وقتی آن داعشی ملعون دو خواهر سریال را حوری خطاب كرد، بغضم تركید و پتویی به سر كشیده و آرام آرام گریه كردم كه روح‌الله متوجه نشود. تمام آن مدتی كه سكانس‌های مربوط به سوریه را نشان می‌داد نتوانستم بخوابم. سریال پایتخت بخش كوچكی از اتفاقات جبهه مقاومت را به تصویر كشید و توانست حال و هوای مردم را با خانواده شهدا و رزمندگان مقاومت همسو كند. جای این‌طور كارهای هنری و فرهنگی خالی است. باید بیشتر ساخته شوند. كاش ماحصلش این بشود كه مردم به چرایی حضور مدافعان حرم پی ببرند.

ریحانه قرقانی همسر شهید امیر سیاوشی
امیر سیاوشی در آذر 94 در حلب سوریه همزمان با شب شهادت امام حسن عسگری(ع)به شهادت رسید.
عشق بین نقی و هما برایم آشناست
به نظر من این سریال تا حدودی توانست گوشه‌ای از آنچه بر مردم مسلمان سوریه می‌گذرد را به تصویر بكشد. شاید مخاطبان سریال با دیدن این چكیده اتفاقات و گذاشتن خودشان جای مردم مظلوم سوریه بفهمند چقدر سخت و دشوار است دیدن شهر‌های سوخته و تخریب‌شده شهری كه در آن بزرگ شده و قد كشیده‌اند!
مردم خودشان را جای نقی و هما و دیگر شخصیت‌های سریال گذاشتند و منقلب شدند. اینكه به یكباره یك داعشی بالای سرشان حضور پیدا كند رعب‌آور است. شاید برای یك بار هم كه شده از خودشان بپرسند در آن موقعیت آیا می‌توانستند خودشان را نجات بدهند یا خیر؟
شاید لحظه‌ای فرزندشان را جای محمد آن نوجوان سوری تصور كنند و عمق نگاه و خشم یك پسر بچه كه به جای بازی در كوچه‌ها مجبور است كشته شدن پدرش را به نظاره بنشیند و شهدا را درك كنند. شاید با دیدن لحظاتی از عشق و علاقه هما و نقی معمولی، درك كنند حسرت همسران شهدا را از اینكه در لحظات شیرین وصال یار به معبود كنار هم نبودند و دیدار مجددشان موكول به رجعت امام زمان (عج) یا روز قیامت شد. عشق بین آن دو برایم آشناست.
شاید كمی تأمل كنند. حق دست‌یافتنی است اگر خواهان آن باشیم اما مدافعان حرم چه روزها و شب‌هایی را گذراندند و فقط با قدرت توكل به خدا و حضرت زینب(س) و عشق و دلدادگی به این بزرگواران ایستادگی كردند.

ساره یعقوبی رفسنجانی
همسرشهید حامد بافنده

شهید حامد بافنده از شهدای مدافع حرم كرمان است كه در سوم اردیبهشت 96 در حماه به شهادت رسید.
اگر مدافعان حرم نبودند...
من پیش از این جنگ را در جبهه فرهنگی برای تبیین افكار عمومی آغاز كردم. در اینستا یك خانم حرف‌های خیلی سنگینی به من زد ولی خیلی خوشحالم كه كارهای فرهنگی مثل پایتخت یا به وقت شام، توانست ترس از داعش و تروریست‌ها را ملموس كند و دلهره و لرزیدن از دست‌درازی به ناموس را در وجود مردم بیندازد كه اگر مدافعان حرم نبودند ما هم اسیر دست این بی‌ناموس‌ها می‌شدیم.

زهرا دلیلی
همسر شهید اكبر ملك‌شاهی
شهید ملك‌شاهی در 28 آذر 94 در حمص به شهادت رسید.
پسرم می‌گفت ایرانی‌ها وقتی ناموس‌شان در خطر باشد مثل شیر می‌شوند
فردای پخش آخرین قسمت سریال پسرم با غرور خاصی از مدرسه آمد و گفت دیشب دوستانم سریال پایتخت را دیده و گفته بودند كه ما از تلویزیون دیدیم و از ترس به زمین میخكوب شدیم، پدرت چه دل شیری داشته است كه جرئت رویارویی با داعش را پیدا كرده. چطور داوطلبانه به میدان نبرد و خطر رفت؟
پسرم با دیدن صحنه‌های دو قسمت آخر سریال می‌گفت مادر ایرانی‌ها هرجوری و با هر تربیتی كه باشند وقتی ناموس‌شان به خطر بیفتد مثل شیر درنده می‌شوند، حالا اگر این ناموس‌پرستی با ایمان و اراده الهی همراه شود و خدایی باشد می‌شوند مانند پدرم كه اصلاً چیزی به عنوان ترس برایش معنا نداشت.
شهدای مدافع حرم با ایمان و اراده به اسلام برای دفاع از ناموس و حریم آل الله راهی شدند و ترسی به دل راه نمی‌دادند چون الگویشان امیرالمؤمنین حیدر كرار است.





نوع مطلب : شهدای مدافع حرم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 27 فروردین 1397
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آپلود عکس آپلود عکس

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نیت کنید و اشاره فرمایید


فال انبیاء

فال انبیاء


استخاره آنلاین با قرآن کریم


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی

امکانات جانبی