ستاره درخشان سلیاکتی
یادنامه معلمی دلسوز و جهادگری پرتلاش شهید ولی الله محمدی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


ستاره درخشان سلیاکتی
_____________________
تولد:
او مرد مومن،صادق،مجاهد فی سبیل الله،مرد علم ودانش،معلمی دلسوز، آگاه ومتعهد بود.شهید محمدی در تارخ 1334/7/2 در روستای سلیاکتی از توابع شهرستان نور در خانواده ای روستایی وکشاورز چشم به جهان گشود.

تحصیلات:
تحصیلات ابتدایی را در همین روستا به پایان رسانید وپس از تحصیلات ابتدایی جهت فراگیری علم ودانش راهی شهرستان نور گشته وپس از۶سال تلاش تحصیلات متوسطه را با کمال موفقیت بپایان رسانید وبرای ادامه تحصیلات راهی تهران ودر آزمون کنکورسراسری دانشگاهها شرکت وپس از احراز قبولی در دانشگاه تربیت معلم،راهی این مرکز آموزشی شد.

فعالیتهای انقلابی:
دو سال از آغاز تحصیلات عالی شهید نگذشته بود که بدنبال پیروزی انقلاب اسلامی وبه تبع آن ظهور انقلاب فرهنگی که به فرمان امام راحل(ره)برای طاغوت زدایی وزدودن فرهنگ غربی وغیراسلامی وجانشین کردن فرهنگ غنی اسلامی،دانشگاهها وموسسات آموزش عالی تعطیل گردید شهید محمدی جهت لبیک گویی به ندای حضرت امام(ره)برای ریشه کن کردن جهل وبیسوادی در سنگر نهضت سوادآموزی بعنوان آموزش یار بمدت۴ماه در روستای سلیاکتی مشغول فعالیت شد که با توجه به عملکردایشان بمدت۳ماه نیزبعنوان پرسنل دفتری واحد نهضت سوادآموزی نور به فعالیت پرداخت.بعدازاین مدت بنا به درخواست شورای مرکزی جهادسازندگی نور وارد آن نهاد مقدس گردید ودرکمیته کشاورزی جهادسازندگی نور مشغول انجام وظیفه اش درقبال انقلاب اسلامی پرداخت وبعدازمدتی با هماهنگی شورای مرکزی جهاداستان مازندران وشهرستان نور برای مسئولیت جهادسازندگی محمودآباد انتخاب شد.
فعالیتها وخدمات شهیدمحمدی دراین هنگام با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) ودرکنار سایر فعالیتهایش در نهادهای مقدس انقلاب اسلامی،به همراهی چندتن از دیگربرادرانش باتشکیل انجمن اسلامی وبعدها گروه مقاومت(باهمکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نور)فعالیتهای سیاسی-فرهنگی-تبلیغی ونظامی خویش را بعددیگری بخشید.ایشان درانجمن اسلامی بادائرکردن کلاسهای عقیدتی-سیاسی واخلاقی به ساختن نیروهای جوان و بارورنمودن افکارجوانان از فرهنگ اسلامی وارشاد وراهنمایی مردم وتبلیغ مبانی انقلاب اسلامی پرداخت.شهیدمحمدی درتبلیغ دین سعی وافرداشته واز هیچ کوششی درپاسداری از سنگرهای ایدئولوژیکی انقلاب اسلامی در حد توان خویش دریغ نورزید ودراین راه حتی تا آخرین لحظه عمر مادی خویش از تبلیغات مسموم کوردلان ومنافقان از خدا بیخبر درامان نبودند.

تحصیلات دانشگاهی:
وی پس از بازگشایی دانشگاهها وموسسات آموزش عالی راهی دانشگاه شد،بدین صورت که چهارروز در هفته را در دانشگاه وبقیه ایام را در جهادسازندگی شهرستان نور یا محمودآباد به انجام وظیفه مشغول بودند تا اینکه درسال۶۳-۶۴ در رشته جغرافیا فارغ التحصیل وبه اخذ درجه لیسانس نائل گردید وپس از فارغ التحصیل شدن ابتدا در واحد آموزش وشورای مرکزی جهادنور مشغول فعالیت شدند وسپس راهی آموزش وپرورش منطقه چمستان نور گردید ودراین سنگر مقدس، به تعلیم وتربیت وسازندگی دانش آموزان این منطقه همت گماشت.

چمران مازندران
یکی از استادان جغرافیا ضمن ستایش از روحیّات و خلقیّات شهید محمدی گفتند که اگر محیط تهران مبارزی عالم چون شهید چمران پرورانده،جای تعجبی نیست،اما چگونه یک محیط دورافتاده با حدّاقل امکانات تحصیلی(درسال1364)دانشجوی فاضل و مبارزی چون شهید محمدی تحویل جامعه داده است و به حق می توان شهید محمدی را چمران مازندران نامید.(کتاب پرستو های عاشق – قوام الدین بینایی)

حضور در جبهه های حق علیه باطل:
شهید محمدی معلمی دلسوز،مهربان،پرکار،جهادگری پرتلاش وخستگی ناپذیر،رزمنده ای دلیر،فداکار ونمونه یک مجاهد فی سبیل الله بود.سراسر زندگیش را به مبارزه وتلاش در جهت اجرای احکام دین مبین اسلام سپری نمود.ایشان در کنار این فعالیتهایش لحظه ای از جنگ غافل نبودند.از بدو تحمیل جنگ بر انقلاب خونین واسلامیمان بطور ناپیوسته بلکه همیشه در جنگ شرکت می نمود بطوریکه بیش از ۹ بار در جبهه های نبرد حق علیه باطل شرکت نمود.عشق به لقاءالله واشتیاق به شهادت،شهید را نسبت به این دنیای فانی ومسائل مادی زندگی بیگانه کرده بود.

لحظات آسمانی شهید:
با اینکه یکبار هم مجروح گشته،محتاج به بستری شدن در بیمارستان ومدتی استراحت جهت رفع نقاهت داشت بااین حال با خدای خود عهد بسته بود که به هرترتیبی هست در مرحله بعدی عملیات شرکت داشته باشد ولذا این بارهم راهی جبهه های نور علیه ظلمت گشت وسرانجام در تاریخ 65/4/12 و در عملیات کربلای ۱ پس از آزادسازی شهرمهران بسوی خدای خود شتافت وبه آرزوی دیرینه اش یعنی شهادت رسید.یادش گرامی وراهش پررهرو باد.
در وصف شهید بزرگوار همین بس که در چندروز قبل از شهادت از طریق خانواده و ازطرف دانشگاه به او خبر اخذ مدرک دانشگاهی فوق لیسانس در همان رشته تحصیلی را می دهند که به دانشگاه شهیدبهشتی تهران مراجعه نمایند اما ایشان مدرک ماندگار وباقی شهادت را بر مدرک فانی دنیوی ترجیح می دهند.


شهید محمدی از نگاه همسرش:
بنده و ایشان قبل از اینکه بعنوان زن و شوهر زندگی زناشویی مان را آغاز کنیم پسرعمه و دختر دایی بودیم.اینجانب بمدت دو سال و یک ماه با ایشان زندگی کردم و در طول این مدت آنچه که بنده به یاد دارم این بود که ایشان فقط می خواستند به جبهه بروند در واقع دل و جانشان در جبهه ماندگار بود و به آن گره شدیدی زده بود.
ایشان طی 9 مرحله به جبهه رفتند و در هر مرحله دو الی سه ماه ماندگار بودند در یکی از این مراحل بنده و خانواده و بستگان به او گفتیم که دیگر نرو حالا شما زن و بچه دارید در این زمان فرزندم میثم شش ماهه بود ولی ایشان در جواب گفتند مگر شما صدای بلندگوی ماشین رانشنیدید که حضرت امام خمینی(ره)فرمودند رفتن به جبهه از اهم واجبات است پس بنابراین بر من نیز لازم است که در این جهاد شرکت کنم و فرزند زهرا(س)را یاری نمایم.از جمله سفارشهای ایشان هم این بود که در تربیت دینی و علوی گونه فرزندانم کوتاهی نکنم و آنها را با تربیت اسلامی پرورش دهم و به آنها قرآن،نماز و مسایل دینی را بیاموزم.آخرین مرحله ای که ایشان به جبهه رفتند میثم من هشت ماهه بود و زمانی که فرزندم به سن نه ماهگی رسیدند ایشان نیز در نهمین مرحله حضورش،در جبهه مهران عملیات کربلای یک به شهادت رسیدند ضمن اینکه باید بگویم دخترم نیز سه ماه بعد از شهادت ایشان بدنیا آمد.انسانهای خوب و وارسته زمینی نیستند بلکه آسمانی هستند و جایگاهشان در فرش نیست بلکه در عرش روزی می خورند بنابراین خودش را پایبند و وابسته به زندگی نکرده بود چرا که هدف والایی را انتخاب کرده بود و برای رسیدن به آن هدف سرازپا نمی شناخت و سرانجام هم به آن هدف والا یعنی شهادت نایل شد.در پایان آنچه که برای من مهم است و خیلی دوست دارم که آن را بدست آورم فیلم عملیات کربلای یک و کربلای پنج می باشد که تا این لحظه موفق نشدم امیدوارم که از این طریق آن را بدست آورم.

گزیده ای از وصیت نامه شهید:
هان ای ملت مسلمان،لحظه ای اندیشه کنید که چه بودید،کی بودید ودر حال کجایید،کی هستید وبه کجا خواهید رفت وچه خواهید شد،تفکر کنید که حتما راه نجات را در صراط مستقیم خواهید یافت.
برادرانم ،رهبری در جامعه اسلامی از اهم مسائل است.رهبری آنهم جامعه ما(رهبر انقلاب اسلامی)نماینده امام زمان(عج)است.مبادا خدای ناکرده زبانم بریده باد از او دوری کنید،پیرو رهبر باشید،وسوسه های شیاطین وچهره های آنها زیاد است مواظب باشید،نکند خدای نکرده شما را بفریبد.فقط وفقط پیرو رهبر جامعه اسلامی باشید.

ای مسئولین جامعه می دانید که مستضعفان عقب نگهداشته شدگان تاریخ چشم به کارهای شما دوخته اند وشما خیلی خیلی بیشتر مسبوق به ماجرا می باشید وحتما هر روز بیش از روز دیگر در جهت رفاه جامعه مسلم وبرای رضای خداوند گام بر می دارید که در غیر این صورت کیفر خداوند بیشتر شامل حال شما خواهد شد(لا یکلف الله نفسا الا وسعها.)

ای فرهنگیان تربیت وهدایت اجتماع را شما بعهده دارید.استعدادهای درونی ونهفته جامعه را همانند انبیا شکوفا می کنید وبرهمین امر مهم هم واقف،پس کوشش دارید خداوند به همه شما اجر دهد.

در پایان باید گفت:این وبلاگ با هدف معرفی شهدا و ترویج ارزشهای اسلامی در فضای مجازی انتشار یافت و وابسته به هیچ حزب و گروه خاصی نیست.

مدیر وبلاگ :ستاره درخشان
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست؟







باید افتخار بکنید که فرزندی خداوند به شما داد که همانند پدر دلاورش عرصه را بر خفاشان کوردل بعثی تنگ کند و همانند آذرخش سینه پلید سیاه آنها را نشانه گرفته این مزدوران را به دیار نیستی روانه می‌کند.

یکی از محورهای مقاومت‌پروری نشر و اشاعه معارف شهدا و دفاع مقدس است؛ مازندران که بیش از 10 هزار و 400 شهید تقدیم انقلاب کرده و همچنین با دارا بودن یک لشکر مجزا «لشکر ویژه 25 کربلا» در دوران دفاع مقدس ظرفیت عظیمی در این حوزه دارد که نیازمند نگاه مضاعف رسانه‌های محلی در این زمینه است؛ در ادامه شرحی بر زندگی و وصیت‌نامه چند تن از شهدا از نظرتان می‌گذرد.

* سردار شهید ایرج رضازاده

سردار شهید ایرج رضازاده در سال 1340 در خانواده‌ای مذهبی و متدین در «سیاهگورا» از توابع بوشهر چشم به جهان گشود.

تحصیلات خود را تا مقطع سوم راهنمایی در تهران به پایان رسانید و با گسترش انقلاب و امام خمینی(ره) در فضای تاریک و سیاه‌آلود شاهنشاهی کشور، او نیز در تلاش بود تا به وسع و توان خویش در راه پیاده‌سازی آرمان‌های امام و انقلاب بکوشد.

در همین راستا در محله‌ «ژاله‌ قدیم تهران» و «شهدای فعلی» با توزیع نامه‌های امام و اعلامیه‌های آن بزرگوار تلاش وافر داشت.

در همین مقطع پدر بزرگوارشان به‌دلیل انجام فعالیت‌های ضدرژیم دستگیر شد که پس از پیروزی انقلاب از سیاه‌چال‌های رژیم آزاد می‌شود.

تصمیم گرفت به خدمت سربازی برود، ابتدا دوره آموزشی را در پایگاه نیروی هوایی در نزدیکی فرودگاه مهرآباد سپری کرد و بعد در سایت نیروی هوایی در دزفول مشغول خدمت شد. 

او در روزهای آغازین جنگ مجروح شد و در بیمارستان نیروی هوایی بستری شد و به‌دلیل شدت جراحات از ادامه خدمت سربازی معاف شد اما پس از بهبودی باز هم به جبهه برگشت.

در راه احیای سنت حسنه‌ پیغمبر(ص) دختری «فاطمه حسینی» را به عقد خویش در می‌آورد که ثمره‌ این ازدواج که در سال 61 به انجام رسید، 2 فرزند «رضا و خدیجه» بوده است، او که کارمند رسمی‌سازمان انتقال خون گرگان بود، با شروع جنگ تحمیلی همواره عطش حضور در جبهه او را بی‌قرار می‌ساخت.

در ماه محرم همان سال پدرش در جبهه سومار به شهادت رسید و پیکر مطهر او در روز عاشورا در تهران تشییع و در بهشت زهرا آرام گرفت.

شهید رضازاده در تاریخ 25 اسفندماه 1365 لباس سبز سپاه را بر تن پوشید و جانانه با حضور در میادین جنگ بر دشمن نابکار تاخت و با تصدی مسؤولیت‌های چون جانشینی گردان امام محمدباقر(ع) لشکر ویژه 25 کربلا و سپس فرماندهی آن گردان، صحنه‌های زیبایی از رزم جانانه را به نمایش گذارد.

در طی حضور متعهدانه‌ خود بارها جراحات زیادی را بر تن خود دید، مجروحیت در عملیات مهران و اصابت ترکش در دزفول و موج‌گرفتگی شدید از ناحیه‌ گوش، بهای رزم بی‌امانش بود.

از توصیه‌های موکد و همیشگی سردار شهید ایرج رضازاده، همواره حمایت از روحانیت اصیل شیعه و دفاع عمیق از اندیشه‌ها و مواضع انقلابی و جهادی امام(ره) بود و بر این باور بود که هر که مطیع امر امام(ره) باشد، مطیع امر صاحب‌الزمان(عج) است و هر که خلاف امر او عمل کند، بی‌تردید معارض با امام زمان(عج) خواهد بود.

سرانجام سردار شهید ایرج رضازاده که در حال آموزش نیروهای تحت امر خود در گردان امام محمدباقر(ع) و ترمیم یگان رزم بود، در عملیات کربلای 10 در 28 اردیبهشت‌ماه 1366 به فیض عظیم شهادت نایل آمد و پیکر مطهرش نیز پس از کشف در 24 شهریورماه 1366 به گرگان انتقال و خاکسپاری شد.

وصیت‌نامه

خدایا معتقدم به تو و به پیامبر(ص) تو و به ائمه معصومین(ع) که جانشینان بر حق پیامبر(ص) تو هستند و معتقدم به فروع دین و روز جزا.

پروردگارا! از تو می خواهم که پیکرم را با خونم غسل دهی.

معبودا! با زبانی پر از گناه می‌گویم العفو.

پروردگارا! این حقیر خود را نشناخت و دین خود را با شناختی عمیق دنبال کرد و نهایتاً در سرزمین جنگجویان اسلام مسکن گزید.

مولای من! حقیر به‌سوی تو می‌آید که به زندگی دنیا پشت پا زده و با بزرگ‌ترین سرمایه وجود خود یعنی جان، پای به میدان نبرد گذاشته و از حریم اسلام تا آخرین قطرات خونم محافظت می‌کنم.

ای مردم ایران و جهان و ای مسلمین کره ارضی! بدانید که سید بزرگوار مرجع عالم تشیع حضرت امام روح‌الله خمینی نایب امام زمان(عج) و احیاکننده دین اسلام در قرن چهاردهم می باشد، پس این نعمت الهی را ارج نهیم که هر کسی مطیع امرش باشد، مطیع امر مولا امام زمان(عج) است و هر کس که خلاف امرش عمل کند، خلاف امر امام زمان(عج) است.

پیامی به خانواده‌ام:

مادرم! شما باید افتخار بکنید که فرزندی خداوند به شما داد که همانند پدر دلاورش عرصه را بر خفاشان کوردل بعثی تنگ کند و همانند آذرخش سینه پلید سیاه آنها را نشانه گرفته این مزدوران را به دیار نیستی روانه می‌کند.

مادرم! شما بر گردنم زیاد حق دارید و انشاالله در روز قیامت جبران این همه زحماتت را به اذن خدا با شفاعت جبران خواهم کرد.

همسرم! فرزندانم را تربیتی نیکو کن، رضایم را چنان تربیت کن که راضی به رضای خدا باشد و راه پدرش را ادامه دهد و دخترم خدیجه را تربیتی نیکو کن که زینب‌وار رسالت خون پدرش و پدربزرگش را ادامه داده و مبلغ دین اسلام باشد.

پدرخانم عزیزم! که خلع نبودن جسمانی پدرم را پر کرده‌ای از تو می‌خواهم که در نبودش و بعد از شهادت من، فرزندانم را سرپرستی کنی که انشاالله خداوند اجرش را ضایع نفرماید.

معبودا! به‌سوی تو رجعتی را آغاز کردم، مرا بپذیر و در آخر برادرخانم عزیزم! در نبود من از خواهر خودت و خواهرزاده‌هایت مراقبت کن و در نبود من محبت زیادی به آنها کن.

برادر خانم عزیزم! اگر از من بدی دیدی من را ببخش.

برادران عزیزم و خواهر مهربانم! از شما استدعا دارم که راه مرا آگاهانه، عاقلانه و با درایت کامل ادامه داده و پرچم و بیرق افتاده را با دست توانای خودتان دوباره به اهتزاز در آورید.

خداوند انشاالله همه مسلمین را موفق و منصور بدارد، دیگر عرضی ندارم.

* وصیت‌نامه دانشجوی شهید علی‌اکرم عزیزپور

اینک و در عصر جاهلیت نوین، انسان‌ها بر خلاف میل باطنی خویش که همانا سَبیل طاغوت است در حرکت‌اند و در جریان این میل باطنی خود انسان‌هایی را به برد‌گی و استثمار و استضعاف می‌کشانند و عده‌ای نام‌ دروغین حامیان حقوق بشر را بر خود نهاده‌اند ولی کاخ‌های سر به فلک کشیده آنان و آمار جنایات و جفاهایی را که در حق اقوام سرخ‌پوست، و سیاهان آفریقا و ملت‌های عرب روا داشته‌اند گواه گفتار دروغین آنان است، اما چه سخت در خوابند اینان؛ وعده خداوند را به یاد نمی‌آورند و نمی‌دانند که باید به سوی او باز گردند؟

حال که امروز در فضای تاریک این آسمان ستاره‌ای می‌درخشد و می‌رود تا تاریکی شب را به روشنایی روز تبدیل سازد (انقلاب اسلامی) این انقلاب شکوهمند می‌رود تا عدالت و نور را در کل جهان پیاده سازد، مع ذالک هراس‌افتادگان کاخ‌های کرملین و سپید و مدعیان دروغین حقوق بشر سعی در خاموش کردن آن دارند، کما این که دیدیم درست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ‌جریانات ضدانقلاب از همه طرف سر برآوردند، از جریان کردستان گرفته تا ترکمن‌صحرا و تحمیل جنگ 8 ساله.

لذا در صدد برآمدند تا شاید این انقلاب را به شکست بکشانند ولی موفق نشدند، این بی‌خبران غافلند و نمی‌دانند که پشتیبان این انقلاب خداوند است، آنان نمی‌فهمند اوست که آتش را بر ابراهیم سرد کرد، اوست که به روح بی‌جان جان می‌دهد و به جان بی‌روح، روح می‌بخشد، اوست که می‌میراند و زنده می‌کند و اما آنچه در پیروزی انقلاب نقش به‌سزایی داشت، شناختن رمز پیروزی است و باید برای تداوم انقلاب آن رمز را شناخت، بله آنچه انقلاب‌مان را تا به امروز نگه داشته و این پیروزی را شامل ما کرده بُعد اعتقادی و روحیه شهادت‌طلبی و ایمان ما بوده نه تعداد سلاح و قدرت مادی، و آنچه که امروز ما را تهدید می‌کند بی‌ایمانی است، در حالی که حیات انقلاب‌مان در ایمان رشد کرده است و لذا امروز باید در صحنه بود تا انقلاب‌مان بماند لازمه در صحنه بودن مؤمن بودن است، چرا تا به امروز حضرت محمد و دین مقدسش اسلام و شهدای تاریخ اسلام در تاریخ ماندند برای این که وقتی گفتند قولوا لا … با اعتقاد قلبی در صحنه ماندند و تا مرز جان به پایش ایستادند، آنچه که امروز ابرقدرت‌ها از ما دریافتند قدرت ایمان ماست چون فرصت کم است می‌خواهم مطلبم را به‌صورت خلاصه و به‌عنوان یک برادر حزب‌الهی اگر لیاقتش را داشته باشم ـ برای‌تان بنویسم.

1. یکی از ویژگی‌های مؤمن و عوامل تداوم انقلاب مسؤولیت امر به معروف و نهی از منکر است و دوری از آن یکی از بزرگ‌ترین آفات انقلاب خواهد بود و همانا یگانه راه اصلی که ضامن بقای اسلام است امر به معروف و نهی از منکر است، نهضت امام حسین(ع) به‌واسطه همین اصل ارزش دارد و زنده مانده است همان گونه که امام حسین(ع) می‌فرماید: مسبب تمام بدبختی‌ها دوری کردن از انجام تکلیف امر به معروف و نهی از منکر است.

2. دلم می‌خواست لااقل 10 تا 20 مؤمن با من هم‌صدا می‌شدند تا در منطقه خودمان داد بزنیم و به انسان‌های بی‌تفاوت و منحرف بگوییم ای برادر دیروز چه بودیم و امروز چه کسی هستیم چرا قدر این همه نعمت را نمی‌دانیم، ما جوان‌ها تا دیروز در چه فکری بودیم و امروز در فکر چه هستیم تا دیروز چه کسی بر ما حکومت می‌کرد، انسانی فاسد و بی‌دین ولی امروز انسانی الهی و قانونی الهی بر ما حکومت می‌کند، این همه انسان‌های الهی در دوران طاغوت کجا بودند؟ و مقایسه کنید که فرزندان‌تان تا دیروز در چه برنامه‌هایی شرکت می‌کردند، دخترانتان با چه وضعی به مدارس می‌رفتند، اما امروز حجاب الزامی‌است، امروز جوانان از لاابالی‌گری بیرون آمدند، امروز جوانان الهی شدند، امروز مملکت الهی شده، ای برادران! هنوز دیر نشده شما هم می‌توانید اباذرگونه به فکر و اندیشه فرو روید و این همه نعمت‌ها را جلوی چشم خود بیاورید و عنایات و توجهات الهی و دست‌های غیبی را مشاهده کنید، به این عنایات و توجهاتی که خداوند چه در جبهه چه در پشت جبهه به ما دارد کمی ‌توجه کنید، بله برادران! تفکر کنید، تعقل کنید، ای برادران و خواهران! به فکر فرو روید، به خودتان بیایید و بگویید از کجا آمده‌ایم به کجا خواهیم رفت، چه خواهیم شد، تا کی زنده خواهیم ماند، عاقبت به چه نحوی می‌میریم، هدف از آمدن و رفتن‌‌مان چیست؟ و برای سفر چه توشه‌ای تهیه کرده‌ایم؟

3. یکی از ویژگی‌های مهم انقلاب همان صدور انقلاب می‌باشد لذا به‌عنوان یکی از افراد انجمن اسلامی ‌به اتحادیه انجمن‌های اسلامی‌ می‌گویم که ای برادر حزب‌الهی! بهترین نحوه صدور انقلاب و تبلیغ انقلاب همان خودسازی و برخوردتان در جامعه با مردم می‌باشد، اصل جاذبه و دافعه را فراموش نکنید، رویش کار کنید برای انجام این مأموریت کتاب‌های استاد گرانقدر شهید مطهری را مطالعه کنید، از تهمت و افترا و چسباندن مارک به دیگران پرهیز کنید که مصیبت به بار می‌آورد، عده‌ای از برادرانی که این مطلب را می‌‌خوانید و مرا می‌شناسید درک می‌کنید که چه می‌گویم، بروید تحقیق کنید و همین طور دچار گناه نشوید، یقین بدانید که عده‌ای فقط کارشان این است که نیروهای مؤمن و انقلابی را با یک مارک از صحنه خارج کنید، بیدار باشید، هوشیار باشید و دشمن را بشناسید.





نوع مطلب : شهیدوشهادت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 11 خرداد 1397
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آپلود عکس آپلود عکس

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نیت کنید و اشاره فرمایید


فال انبیاء

فال انبیاء


استخاره آنلاین با قرآن کریم


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی

امکانات جانبی