ستاره درخشان سلیاکتی
یادنامه معلمی دلسوز و جهادگری پرتلاش شهید ولی الله محمدی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


ستاره درخشان سلیاکتی
_____________________
تولد:
او مرد مومن،صادق،مجاهد فی سبیل الله،مرد علم ودانش،معلمی دلسوز، آگاه ومتعهد بود.شهید محمدی در تارخ 1334/7/2 در روستای سلیاکتی از توابع شهرستان نور در خانواده ای روستایی وکشاورز چشم به جهان گشود.

تحصیلات:
تحصیلات ابتدایی را در همین روستا به پایان رسانید وپس از تحصیلات ابتدایی جهت فراگیری علم ودانش راهی شهرستان نور گشته وپس از۶سال تلاش تحصیلات متوسطه را با کمال موفقیت بپایان رسانید وبرای ادامه تحصیلات راهی تهران ودر آزمون کنکورسراسری دانشگاهها شرکت وپس از احراز قبولی در دانشگاه تربیت معلم،راهی این مرکز آموزشی شد.

فعالیتهای انقلابی:
دو سال از آغاز تحصیلات عالی شهید نگذشته بود که بدنبال پیروزی انقلاب اسلامی وبه تبع آن ظهور انقلاب فرهنگی که به فرمان امام راحل(ره)برای طاغوت زدایی وزدودن فرهنگ غربی وغیراسلامی وجانشین کردن فرهنگ غنی اسلامی،دانشگاهها وموسسات آموزش عالی تعطیل گردید شهید محمدی جهت لبیک گویی به ندای حضرت امام(ره)برای ریشه کن کردن جهل وبیسوادی در سنگر نهضت سوادآموزی بعنوان آموزش یار بمدت۴ماه در روستای سلیاکتی مشغول فعالیت شد که با توجه به عملکردایشان بمدت۳ماه نیزبعنوان پرسنل دفتری واحد نهضت سوادآموزی نور به فعالیت پرداخت.بعدازاین مدت بنا به درخواست شورای مرکزی جهادسازندگی نور وارد آن نهاد مقدس گردید ودرکمیته کشاورزی جهادسازندگی نور مشغول انجام وظیفه اش درقبال انقلاب اسلامی پرداخت وبعدازمدتی با هماهنگی شورای مرکزی جهاداستان مازندران وشهرستان نور برای مسئولیت جهادسازندگی محمودآباد انتخاب شد.
فعالیتها وخدمات شهیدمحمدی دراین هنگام با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) ودرکنار سایر فعالیتهایش در نهادهای مقدس انقلاب اسلامی،به همراهی چندتن از دیگربرادرانش باتشکیل انجمن اسلامی وبعدها گروه مقاومت(باهمکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نور)فعالیتهای سیاسی-فرهنگی-تبلیغی ونظامی خویش را بعددیگری بخشید.ایشان درانجمن اسلامی بادائرکردن کلاسهای عقیدتی-سیاسی واخلاقی به ساختن نیروهای جوان و بارورنمودن افکارجوانان از فرهنگ اسلامی وارشاد وراهنمایی مردم وتبلیغ مبانی انقلاب اسلامی پرداخت.شهیدمحمدی درتبلیغ دین سعی وافرداشته واز هیچ کوششی درپاسداری از سنگرهای ایدئولوژیکی انقلاب اسلامی در حد توان خویش دریغ نورزید ودراین راه حتی تا آخرین لحظه عمر مادی خویش از تبلیغات مسموم کوردلان ومنافقان از خدا بیخبر درامان نبودند.

تحصیلات دانشگاهی:
وی پس از بازگشایی دانشگاهها وموسسات آموزش عالی راهی دانشگاه شد،بدین صورت که چهارروز در هفته را در دانشگاه وبقیه ایام را در جهادسازندگی شهرستان نور یا محمودآباد به انجام وظیفه مشغول بودند تا اینکه درسال۶۳-۶۴ در رشته جغرافیا فارغ التحصیل وبه اخذ درجه لیسانس نائل گردید وپس از فارغ التحصیل شدن ابتدا در واحد آموزش وشورای مرکزی جهادنور مشغول فعالیت شدند وسپس راهی آموزش وپرورش منطقه چمستان نور گردید ودراین سنگر مقدس، به تعلیم وتربیت وسازندگی دانش آموزان این منطقه همت گماشت.

چمران مازندران
یکی از استادان جغرافیا ضمن ستایش از روحیّات و خلقیّات شهید محمدی گفتند که اگر محیط تهران مبارزی عالم چون شهید چمران پرورانده،جای تعجبی نیست،اما چگونه یک محیط دورافتاده با حدّاقل امکانات تحصیلی(درسال1364)دانشجوی فاضل و مبارزی چون شهید محمدی تحویل جامعه داده است و به حق می توان شهید محمدی را چمران مازندران نامید.(کتاب پرستو های عاشق – قوام الدین بینایی)

حضور در جبهه های حق علیه باطل:
شهید محمدی معلمی دلسوز،مهربان،پرکار،جهادگری پرتلاش وخستگی ناپذیر،رزمنده ای دلیر،فداکار ونمونه یک مجاهد فی سبیل الله بود.سراسر زندگیش را به مبارزه وتلاش در جهت اجرای احکام دین مبین اسلام سپری نمود.ایشان در کنار این فعالیتهایش لحظه ای از جنگ غافل نبودند.از بدو تحمیل جنگ بر انقلاب خونین واسلامیمان بطور ناپیوسته بلکه همیشه در جنگ شرکت می نمود بطوریکه بیش از ۹ بار در جبهه های نبرد حق علیه باطل شرکت نمود.عشق به لقاءالله واشتیاق به شهادت،شهید را نسبت به این دنیای فانی ومسائل مادی زندگی بیگانه کرده بود.

لحظات آسمانی شهید:
با اینکه یکبار هم مجروح گشته،محتاج به بستری شدن در بیمارستان ومدتی استراحت جهت رفع نقاهت داشت بااین حال با خدای خود عهد بسته بود که به هرترتیبی هست در مرحله بعدی عملیات شرکت داشته باشد ولذا این بارهم راهی جبهه های نور علیه ظلمت گشت وسرانجام در تاریخ 65/4/12 و در عملیات کربلای ۱ پس از آزادسازی شهرمهران بسوی خدای خود شتافت وبه آرزوی دیرینه اش یعنی شهادت رسید.یادش گرامی وراهش پررهرو باد.
در وصف شهید بزرگوار همین بس که در چندروز قبل از شهادت از طریق خانواده و ازطرف دانشگاه به او خبر اخذ مدرک دانشگاهی فوق لیسانس در همان رشته تحصیلی را می دهند که به دانشگاه شهیدبهشتی تهران مراجعه نمایند اما ایشان مدرک ماندگار وباقی شهادت را بر مدرک فانی دنیوی ترجیح می دهند.


شهید محمدی از نگاه همسرش:
بنده و ایشان قبل از اینکه بعنوان زن و شوهر زندگی زناشویی مان را آغاز کنیم پسرعمه و دختر دایی بودیم.اینجانب بمدت دو سال و یک ماه با ایشان زندگی کردم و در طول این مدت آنچه که بنده به یاد دارم این بود که ایشان فقط می خواستند به جبهه بروند در واقع دل و جانشان در جبهه ماندگار بود و به آن گره شدیدی زده بود.
ایشان طی 9 مرحله به جبهه رفتند و در هر مرحله دو الی سه ماه ماندگار بودند در یکی از این مراحل بنده و خانواده و بستگان به او گفتیم که دیگر نرو حالا شما زن و بچه دارید در این زمان فرزندم میثم شش ماهه بود ولی ایشان در جواب گفتند مگر شما صدای بلندگوی ماشین رانشنیدید که حضرت امام خمینی(ره)فرمودند رفتن به جبهه از اهم واجبات است پس بنابراین بر من نیز لازم است که در این جهاد شرکت کنم و فرزند زهرا(س)را یاری نمایم.از جمله سفارشهای ایشان هم این بود که در تربیت دینی و علوی گونه فرزندانم کوتاهی نکنم و آنها را با تربیت اسلامی پرورش دهم و به آنها قرآن،نماز و مسایل دینی را بیاموزم.آخرین مرحله ای که ایشان به جبهه رفتند میثم من هشت ماهه بود و زمانی که فرزندم به سن نه ماهگی رسیدند ایشان نیز در نهمین مرحله حضورش،در جبهه مهران عملیات کربلای یک به شهادت رسیدند ضمن اینکه باید بگویم دخترم نیز سه ماه بعد از شهادت ایشان بدنیا آمد.انسانهای خوب و وارسته زمینی نیستند بلکه آسمانی هستند و جایگاهشان در فرش نیست بلکه در عرش روزی می خورند بنابراین خودش را پایبند و وابسته به زندگی نکرده بود چرا که هدف والایی را انتخاب کرده بود و برای رسیدن به آن هدف سرازپا نمی شناخت و سرانجام هم به آن هدف والا یعنی شهادت نایل شد.در پایان آنچه که برای من مهم است و خیلی دوست دارم که آن را بدست آورم فیلم عملیات کربلای یک و کربلای پنج می باشد که تا این لحظه موفق نشدم امیدوارم که از این طریق آن را بدست آورم.

گزیده ای از وصیت نامه شهید:
هان ای ملت مسلمان،لحظه ای اندیشه کنید که چه بودید،کی بودید ودر حال کجایید،کی هستید وبه کجا خواهید رفت وچه خواهید شد،تفکر کنید که حتما راه نجات را در صراط مستقیم خواهید یافت.
برادرانم ،رهبری در جامعه اسلامی از اهم مسائل است.رهبری آنهم جامعه ما(رهبر انقلاب اسلامی)نماینده امام زمان(عج)است.مبادا خدای ناکرده زبانم بریده باد از او دوری کنید،پیرو رهبر باشید،وسوسه های شیاطین وچهره های آنها زیاد است مواظب باشید،نکند خدای نکرده شما را بفریبد.فقط وفقط پیرو رهبر جامعه اسلامی باشید.

ای مسئولین جامعه می دانید که مستضعفان عقب نگهداشته شدگان تاریخ چشم به کارهای شما دوخته اند وشما خیلی خیلی بیشتر مسبوق به ماجرا می باشید وحتما هر روز بیش از روز دیگر در جهت رفاه جامعه مسلم وبرای رضای خداوند گام بر می دارید که در غیر این صورت کیفر خداوند بیشتر شامل حال شما خواهد شد(لا یکلف الله نفسا الا وسعها.)

ای فرهنگیان تربیت وهدایت اجتماع را شما بعهده دارید.استعدادهای درونی ونهفته جامعه را همانند انبیا شکوفا می کنید وبرهمین امر مهم هم واقف،پس کوشش دارید خداوند به همه شما اجر دهد.

در پایان باید گفت:این وبلاگ با هدف معرفی شهدا و ترویج ارزشهای اسلامی در فضای مجازی انتشار یافت و وابسته به هیچ حزب و گروه خاصی نیست.

مدیر وبلاگ :ستاره درخشان
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست؟






همسر شهید می‌گفت: در دیدار با رهبری ابهت آقا من را گرفته بود که نتوانستم حرف بزنم و چفیه را بگیرم. اگر چنین فرصتی برای یک ایرانی هم پیش بیاید قطعاً او هم چنین حس و حالی خواهد داشت. وقتی در فیلم حسین ابراهیم و آقای اسکندری می‌گویند آقا را رهبر شیعیان جهان می‌دانیم حرف کاملاً درستی است

احمد محمدتبریزی

مستند «من و مرتضی» ساخته حمید شعبانی، نکات جالب زیادی از زندگی شهید مدافع حرم «مرتضی خدادادی» و عشق و ارادت رزمندگان تیپ فاطمیون به اهل‌بیت (ع) را پیش رویمان می‌گذارد. در این مستند طاهره رحیمی، همسر شهید، روایتگر روز‌های با هم بودن و تنهایی‌اش است. او که پیش از ازدواج به‌تن‌هایی یک کارگاه خیاطی را به راه انداخته و پس از ازدواج با شهید خدادادی درآمدش بیشتر هم شده، از دوست‌داشتن، لحظات شیرین در کنار هم بودن و دل کندن شوهرش می‌گوید. مستند «من و مرتضی» یک تصویر روشن و واضح از زندگی افراد خودساخته‌ای که در همه حال پای باور‌ها و اعتقاداتشان می‌ایستند نشانمان می‌دهد.

جذابیت‌های ساخت مستند درباره شهید مرتضی خدادادی را در کدام بخش از زندگی‌شان دیدید؟
من قبل از مستند «من و مرتضی»، یک مجموعه مستند چهار قسمتی درباره شهدای مدافع حرم ساخته بودم و با این شهدا آشنایی داشتم. آن زمان یکسری رسانه‌های معاند هجمه‌ای علیه شهدای مدافعان حرم مطرح کرده بودند که این عزیزان پول‌های آنچنانی می‌گیرند. من به خاطر پاسخ به این هجمه‌ها این مجموعه مستند را ساختم. بحث بعدی اینکه مستند‌هایی که درباره مدافعان حرم ساخته شده را رصد کردم و دیدم کاری از جنس مستند «من و مرتضی» درباره فاطمیون ساخته نشده و حس کردم شهدای فاطمیون مهجور مانده‌اند. با در نظر گرفتن تمام این شرایط مدت‌ها این ایده را مدنظر قرار داشتم تا اینکه متوجه شدم بنیاد شهید برنامه‌ای برای دیدار خانواده شهدای مدافع حرم با رهبری ترتیب داده است. با رایزنی، از آن‌ها خواستیم از میان شهدا چند نفر را به ما برای ساخت مستند معرفی کنند. چند سوژه به ما معرفی شد که همسر شهید خدادادی سوژه جذابی به نظرمان آمد و بعد شروع به ساخت مستند کردیم.
کدام بخش زندگی شهید و همسرشان برای شما جذاب بود؟
چند سوژه‌ای که به ما معرفی کردند همه جذاب بودند. من با سوژه‌هایم صحبت کردم و روایتی که خودشان از زندگی‌شان داشتند یک روایت عاشقانه بود و ما در آخر به شهید خدادادی رسیدیم؛ زندگی یک زوج افغانی که مدتی از رسیدن به هم و ازدواجشان نمی‌گذرد که مرد راهی سوریه می‌شود. سوژه جذابی بود. این وصال و فراق حرف‌های زیادی درونش وجود داشت. به نظرم روایت زندگی عاشقانه شهید و همسرش فضایی را به وجود آورد تا ما غیرمستقیم به بحث مدافعان حرم بپردازیم. مستند یک روایت عاشقانه از زبان یک همسر است که در دلش مطالب دیگری هم عنوان می‌شود. کلیت مستند روایتگری یک همسر از زندگی‌اش است که بخشی از آن به شهادت شوهرش اختصاص دارد.
ایده تم عاشقانه مستند شبیه مستند «ملازمان حرم» نیست؟
دوستان «ملازمان حرم» قبل از مستند «من و مرتضی» مستندی درباره همسر شهید خدادادی ساخته بودند که البته من آن کار را ندیده‌ام. فکر می‌کنم آنچه ما ساختیم متفاوت از «ملازمان حرم» باشد. «ملازمان حرم» تک‌وجهی است و تنها با همسر یا مادر شهید مصاحبه می‌کند و همین داستان را جلو می‌برد، اما در «من و مرتضی» همسر شهید حلقه وصل است و ما را به موقعیت و لوکیشن‌های دیگری می‌برد به رغم اینکه خودش داستان را روایت می‌کند. ما را به بیت رهبری، کنار یک خانواده مدافع حرم دیگر و فرمانده و همرزم شهید می‌برد. ما در دل زندگی همسر شهید، به خرده‌داستان‌های دیگری هم می‌پردازیم. در مستند «من و مرتضی» یکسری جزئیات دیگر حول قصه اصلی اضافه شده که این وجه تمایزش با «ملازمان حرم» است.
روایتگری شخصیت اصلی ایده جذابی است که بیننده را خیلی بیشتر درگیر داستان و شخصیت‌هایش می‌کند. از ابتدا به روایتگری همسر شهید در مستند فکر کرده بودید؟
همسر شهید سال‌ها در ایران زندگی کرده و فارسی را بسیار سلیس و روان صحبت می‌کند. در صحبت‌هایی که با هم داشتیم و در پیش‌تولید ندیدم ایشان ته‌لهجه افغانی داشته باشد. شروع به ضبط کردیم و دیدیم فارسی را خیلی سلیس صحبت می‌کند. جا‌هایی که موبایلشان زنگ می‌خورد ایشان با یکی از بستگانشان با لهجه غلیظ افغانی صحبت می‌کرد و به نظرم آمد می‌توانیم از صدای خودشان برای روایت استفاده کنیم. قطعاً هر چه فضای کار به فرهنگ و فضای افغان‌ها نزدیک‌تر می‌شد به جذابیت و باورپذیری مستند کمک می‌کرد. به همین خاطر از موسیقی‌های بکر محلی افغانستانی استفاده کردیم. وقتی دیدیم ایشان می‌تواند با گویش افغانی هم صحبت کند به ذهنم رسید که نریشن را با گویش افغانی بخوانند. اوایل هم خواندن نریشن و صحبت با آن لهجه برایشان سخت بود که با کمی تمرین انجام شد. در کل به نظرم ایده خوبی بود و تأثیرگذاری‌اش روی بیننده بیشتر است.
مظلومیت شهدای فاطمیون در مستند «من و مرتضی» به چشم می‌آید. آدم‌های خودساخته‌ای که برای زندگی‌شان سختی‌های زیادی کشیده‌اند و در عین حال پای اعتقاداتشان ایستاده‌اند. این اعتقاد و مظلومیت را شما در بطن زندگی‌شان چطور دیدید؟
افغانی‌ها به خاطر غربتشان تشکیل زندگی برایشان سخت‌تر از ماست. آن‌ها باید پایه زندگی‌شان را دوباره در یک کشور غریب از نو بنا کنند. مثل زوج‌هایی که در اول زندگی‌شان حمایت‌های خانواده‌شان را دارند، این‌ها چنین حمایتی را پشتشان نمی‌بینند و به‌تن‌هایی زندگی‌شان را شروع می‌کنند. این هم نکته جالبی است که این افراد از صفر پایه‌های زندگی‌شان را می‌گذارند و همین باعث می‌شود آن‌ها انسان‌هایی خودساخته شوند. خیلی از آدم‌ها فکر می‌کنند شهدای مدافع حرم تیپ فاطمیون به خاطر سختی‌های زندگی و گرفتن پول به سوریه می‌روند؛ پیش‌فرضی که هجمه رسانه‌ای هم آن را تشدید می‌کند که دروغ و بی‌انصافی محض است. در زندگی خانم رحیمی و شوهرشان می‌بینیم که با وجود سختی‌ها، روی پای خودشان یک کار شرافتمندانه با درآمد خوب راه انداخته‌اند و وضع زندگی‌شان خوب است. شهید خدادادی به هیچ‌عنوان مشکل مالی یا کار نداشته که بخواهد برای پول به سوریه برود. اتفاقاً ایشان در آخر سال که بهترین زمان برای کار و درآمد بیشتر است، از همه چیز دل می‌کند و می‌رود. روایت زندگی این آدم از زبان خودش به ذهن آدم متبادر می‌کند شخصی که کارگاه خیاطی دارد و درآمد، زندگی‌اش خوب و روبه‌راه است و تازه با کسی که دوستش دارد ازدواج کرده این آدم چطور باید همه این‌ها را رها کند و برود. اینجا به صورت غیرمستقیم این پیام را می‌رساند که حتماً بحث اعتقادی بزرگی در میان است که باید از فرزند، همسر، کار و اوضاعی که رو به بهبود بوده، بگذرد و برود. شاید گاهی وقت‌ها اگر خیلی این عزیزان را در مسائل مادی و اقتصادی مظلوم نشان بدهیم بهشان ظلم کرده‌ایم. وقتی چنین شخصیت‌هایی در وضعیت مادی خوب زندگی‌شان را رها می‌کنند و می‌روند بحث اعتقادی خیلی پررنگ‌تر خودش را نشان می‌دهد. وضعیت زندگی شهید خدادادی امکان چنین روایتی را به ما می‌داد. ما شهید خدادادی و همسرش را درگیر مسائل و مشکلات مادی و اقتصادی نمی‌بینیم.
در صحنه‌ای همسر شهید توضیح می‌دهد که در آخر سال که مشتری‌ها و درآمد بیشتر می‌شود، شوهرش راهی سوریه می‌شود. اینجا کاملاً با همسر شهید همذات‌پندازی می‌کنیم که آقا مرتضی این دو ماه آخر سال را هم بمان و بعد برو ولی ایشان دل کنده‌اند و مسائل مادی برایشان هیچ اهمیتی ندارد.
این سؤال‌ها و چرا‌ها خیلی خوب است و دقیقاً ذهن را به سمتی می‌برد که چه چیزی می‌تواند آدم را از اوج کار، درآمد زیاد و تعطیلات عید و بودن در کنار خانواده بکند و ببرد. اینکه چنین سؤال‌هایی در ذهن بیننده ایجاد می‌شود جزو نقاط قوت کار است. گاهی همین «چرا» مخاطب را به سمت جوابی که می‌خواهد هدایت می‌کند.
نکته مهم دیگر در رابطه با مستند به قوی و محکم بودن شخصیت خانم رحیمی هم برمی‌گردد. ایشان در کنار مشکلات زیادی که داشتند ولی چهره یک انسان بااراده که حتی به دیگر خانواده‌های شهید دلداری می‌دهد را از او می‌بینیم. قبول دارید قوی بودن شخصیت اصلی مستند خیلی به بهتر شدن نتیجه نهایی کار کمک کرده است؟
البته خودشان می‌گفتند زمانی که همسرشان شهید می‌شود اشخاص دیگری به ایشان دلداری می‌دادند ولی این نکته جالبی است که یک همسر شهید که خودش داغ دیده و سختی‌های زیادی را کشیده حالا خودش به خانواده شهید دیگری دلداری می‌دهد و در روز‌های سخت هجران کمکشان می‌کند تا از این روز‌ها عبور کنند. در طول فیلم همسر شهید از راه‌اندازی کارگاه خیاطی می‌گوید و چنین کسی که در یک کشور غریب یک کارگاه خیاطی راه‌می‌اندازد و به جایی می‌رساند معلوم است انسان محکم و خودساخته‌ای است. پیشینه این آدم در شخصیتی که الان دارد تأثیرگذار بوده است.
از لحاظ اعتقاد و ارادت شهدای فاطمیون را چطور دیدید؟
در سوریه رزمندگان زیادی از کشور‌های مختلف کنار هم جمع شدند و تنها چیزی که آن‌ها را آنجا کنار هم جمع کرده تفکرشان است. وقتی این تفکر یکسان باشد عمل یکسانی به وجود می‌آورد و همه از یک حیث شبیه هم می‌شوند. همه در یک جبهه از یک هدف دفاع می‌کنند، یک حرف می‌زنند و برای همه احتمال شهادت وجود دارد و نباید بینشان فرقی باشد. الان کار‌های زیادی درباره شهدای فاطمیون ساخته شده ولی این عزیزان خیلی مهجورتر مانده‌اند. قبل‌تر خیلی درباره‌شان حرف زده نمی‌شد و به لطف مستندسازان بیشتر بهشان پرداخته می‌شود. فرمانده شهید خدادادی به ما می‌گفت که الان با ما در خط بیایید و بگویید آیت‌الله خامنه‌ای فقط رهبر ایرانی‌هاست و خواهید دید رزمندگان فاطمیون ناراحت می‌شوند و می‌گویند ایشان رهبر همه ماست. کسانی که با چنین اعتقاداتی به سوریه می‌روند و جهاد می‌کنند را باید بیشتر بشناسیم.
خانواده شهدای فاطمیون دیدار با رهبری را با همین احساس رفتند؟
انقدر این رخداد برایشان بزرگ و عظیم بود که در آن لحظه درک نمی‌کردند چه اتفاقی افتاده است. همسر شهید می‌گفت: ابهت آقا من را گرفته بود که نتوانستم حرف بزنم و چفیه را بگیرم. اگر چنین فرصتی برای یک ایرانی هم پیش بیاید قطعاً او هم چنین حس و حالی خواهد داشت. وقتی در فیلم حسین ابراهیم و آقای اسکندری می‌گویند آقا را رهبر شیعیان جهان می‌دانیم حرف کاملاً درستی است. برای خودم جالب بود که حسین ابراهیم در آلمان نشسته و با چنین ارادتی این حرف‌ها را می‌زند. این نگاه خیلی جذابی است.





نوع مطلب : شهدای مدافع حرم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 9 مرداد 1397
سه شنبه 9 مرداد 1397 22:09
سلام وبلاگتون عالیه تبریک میگم
حیف نیست ازین وبلاگ خوبت درامد کسب نکنی؟؟
کسب درآمد اسان ، خودکار داشته باشید
چجوری؟؟؟؟
فقط با قرار دادن یک کد ساده در سایت خودتون کسب درامد کنیدc
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آپلود عکس آپلود عکس

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نیت کنید و اشاره فرمایید


فال انبیاء

فال انبیاء


استخاره آنلاین با قرآن کریم


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی

امکانات جانبی